مولانا گفتند « 1 » كه در اينجا شاه بازيست كه دايم از اينجا مىگذرد تا به دام كدام صاحب دولت بيفتد و اشارت « 2 » به مولانا عبد الرحمن كردند تا آخر خدمت مولانا در قيد ارادت درآمدند و همه را ترك كرده چنان مشغول ، نمودهاند « 3 » كه مىفرمودهاند كه مدت شش ماه محاورات تمام فراموش شد و « 4 » بعد از آن به اجازت پير به سفر مبارك حجاز رفته به طواف حرمين شريفين - زادهما اللّه شرفا و « 5 » تكريما - مشرف شدهاند .
در آنجا قصايد « 6 » و اشعار در غايت لطافت دارند از جمله ( 122 ر ) قصيده است كه در وقت توجه به مدينه گفتهاند ، مطلعش آن است « 7 » ،
مطلع : « 8 »
اين زمينى است كه منزلگه جانان منست * راه آمد شد آن سرو خرامان منست
و دو مرتبه خاصه براى ملازمت حضرت ايشان به ماوراء النهر آمدهاند . حضرت مخدومى نورا - سلّمه اللّه تعالى - فرمودهاند كه در سمرقند مرا در زمان حيات حضرت ايشان ، ضعفى واقع شد ، براى مداوا به خراسان رفتم و در آن مدت « 9 » در منزل حضرت « 10 » مولانا مىبودم و پيش ايشان سبق نيز مىخواندم . در آن اوقات مرا حصبه شديدى شد .
مولانا قطب آدم كه در آن زمان استاد الاطبا بود ، به طبابت من مشغول مىبود . مرض حصبه اشتداد « 11 » يافت به نوعى كه سحرى مشرف به « 12 » موت شدم . اين حال مرا به خدمت مولانا گفتهاند . خدمت مولانا در حمام بودهاند ، به اضطراب آمدهاند چنان كه فرصت كرته پوشيدن نشده بود و رومال را بر سر انداخته و دستار بالاى آن مانده و پوستين را بر بالاتن برهنه پوشيده آمدند و بر بالين من نشستند و فرمودند كه مخدوم زاده چه قصه است . « 13 » 88 و من از ايشان وداع آخرت و به حلى طلبيدم . فرمودند كه مخدومزاده هيچ تردد نكند ، هيچ قصه نيست و سر فرو بردند ، زمان ممتدى ايشان به همان هيبت بودند كه من در خود ملاحظه كردم در خود هيچ اثر تشويشى نيافتم ،
هامش
( 1 ) . نت : - سعد الدين سبب . . . گفتند .
( 2 ) . نت : دولت افتد اشارت .
( 3 ) . نت : نمودند .
( 4 ) . نت : شده .
( 5 ) . نت : - و .
( 6 ) . نت : قصايده .
( 7 ) . نت : اين است .
( 8 ) . نت : - مطلع .
( 9 ) . نت : + و .
( 10 ) . نت : خدمت .
( 11 ) . نت : استداد .
( 12 ) . نت : بر .
( 13 ) . پايان نسخهء نت .