خرگوش باشد كه آن كس كه نوكر وى باشد ؛ آن را به عبارت تركى بدين وجه درآوردهاند كه « بردنه گزلاكان و تاوشقان جيركالاكان انينك جيركاسيندن چقماسون » ، « 1 » 223 ششم تمام الوس مغول را امير باشد و در فرامين 224 نام او را چنين ثبت كنند كه الوس مغول را سردار ، و هفتم آنكه در سر ديوان ، امرا از طرفين او يك قد كمان دور تر نشينند . هفت منصب كه چنگيزخان به اورتوبرا « 2 » داده اين بود . چون امير بولاجى ، توغلقتمور خان را از سرزمين قلماق « 3 » آورد و در مسند خانيت نشاند كه مذكور شده است ، به پاداش « 4 » آن ، بر آن « 5 » هفت منصب ، دو منصب اضافه فرمود كه نه منصب شود . يكى آنكه از امراء قوشون يعنى اميرى كه او را هزار نوكر همراه كرده باشند او را بى « 6 » آنكه به خان بگويد در عزل و نصب مختار باشد و محتاج به حكم خان نباشد ، دويم نسل تا نسل امير بولاجى را تا نه گناه نكند نپرسند ، چون نه « 7 » گناه كند به محل پرسش او را بر اسب دو ساله ( 39 ر ) سفيد سوار كنند و در ته پاى اسب نه نمد سفيد جهت تعظيم را « 8 » اندازند و سخن « 9 » او را برلاس به خان رساند و سخن خان را از كثرت با وى برساند . چون يارغو و پرسش بدينگونه كرده شود و گناه كشتن بود ، بعد از [ آنكه ] « 10 » نه گناه ثابت شود ، از شهرگهاى وى فصد « 11 » كنند و اين دو امير مذكور از دو جانب او را نگاه دارند ، خون « 12 » از بدن تمام برآيد و هلاك شود . اين دو امير گريه كرده او را همچنان بيرون آرند . 225
و بر اين نه منصب فرامين مؤكده امضا فرمود . آن نشان توغلقتمور خان را بنده ديده بودم كه ابا عن جدّ به دست پدرم « 13 » - انار اللّه برهانه - باقى مانده بود . در فترات « 14 » شاهى بيگ خان 226 نيست شد ، به عبارت و خط مغولى نوشته بودند كه به « 15 » وقت بهار در سال
هامش
( 1 ) . نگ : - هر كس كه . . . چقماسون .
( 2 ) . نت : اورتوبور را / نگ : اورتوبو .
( 3 ) . نگ : قپچاق .
( 4 ) . نب : پاداشت / نگ : يادداشت .
( 5 ) . نت : براى .
( 6 ) . نت : + از .
( 7 ) . نگ : ده .
( 8 ) . نت : - را .
( 9 ) . نگ : اندازند و در آن حال مورد خطاب خان قرار گيرد در حالى كه خان از يك بلندى با او سخن مىگويد .
( 10 ) . نت : - آنكه .
( 11 ) . نت : قصد .
( 12 ) . نت : جون .
( 13 ) . نت : ابا عن حديدست پدرم .
( 14 ) . نت : فطرات .
( 15 ) . نت : - به .