از بس آب و نم كه به خاك فرو رفت ، « 1 » گاو « 2 » زمين 129 چون ماهى در آب شناور شد و دست و پاى اسبان معركه پيماى چنان در لاى نشست كه پوستين شكمشان با پشت زمين رو و آستر گشت . از غلبه رطوبت بىبر استخوان كمان علت استرخا پيدا كرده به رعشه ( 22 پ ) انجاميد و چون مفلوج لقوه « 3 » زده دست شد و اطراف بگيرد . طاير تير را پر فروريخت و منقار از كار افتاده و از كثرت نم پوشيدنى و ديگر اسباب چنان گران شده كه نه سوار قوت حركت داشت و نه پياده ، و نه با وجود اين حال سپاه اين طرف 130 از فرط جمعيت و دلاورى پيش مىرفت و لشكر مخالف بر جاى خود قرار گرفته ، نمدها بر سر كشيده بودند و به قدر امكان جامه و سلاح « 4 » را از وصول « 5 » باران محافظت مىنمودند . « 6 » چون لشكر به ايشان رسيد ، نمدها از سر بينداختند و به اسبان آسوده و سلاح مخالفت « 7 » نموده جنگ آويختند .
نظم :
عوا و هوا از دو لشكر بخاست * جهان پر دهاده شد از چپ و راست
خروش يلان و دم كرّناى 131 * چنان شد كه چرخ اندر آمد ز پاى
بدان رستخيز و دم زمهرير * خروش يلان بود و باران تير
ز جانسوزى بيلك موشكاف * نهان گشت در مهره پشت ناف
ز دلجويى ناوك ديده دوز * نفس در مجارى تن سينه سوز « 8 »
حضرت صاحبقرانى به تأييد ربانى از ميسره حمله كرد « 9 » و ميمنه مخالف را كه قنبل شنكوم نويان « 10 » برادر اميرحميد بود بشكست و الياس خواجه خان از مشاهده اين حال رو به گريز نهاد ، اما چون زمانه پاى از راستى بيرون نهاده بود ، چپ لشكر مخالف نيز كه قنبلش شراول و حاجى بيگ بود ، به راست [ اين جانب غالب آمد و تيلانجى 132 و زنده حشم را رانده با اميرحسين رسانيدند و قول او به هم برآمده متفرق شدند و روى به گريز
هامش
( 1 ) . نگ : - از بس آب . . . رفت .
( 2 ) . نگ : حيوانات .
( 3 ) . نت : لقو .
( 4 ) . نت : صلاح .
( 5 ) . نب : اصول .
( 6 ) . نت : + و .
( 7 ) . نب : مخالف .
( 8 ) . نگ : - بدان رستخيز . . . سوز .
( 9 ) . نت : كردند .
( 10 ) . نب : شنكويان / نگ : شنكوم مويان .