به موافقت شهسوار گردون عنان را از ميدان برتافتند و كثرت سپاه ( 15 پ ) مخالف بيش از اندازه بود ، « 1 » حضرت صاحبقران را به الهام دولت متيقن شد كه شمشير شجاعت را تا به صيقل رأى روشن نزدايند ، چهره ظفر را در آن نتوان ديد و تير جلادت اگر نه از شصت تدبير گشاد يابد از صداى صفيرش بشارت نصرت را نتوان شنيد . خاطر خطير را بر انديشه تدارك آن واقعه گماشت تا كلك تأييدش صورت بهبود را بر لوح منير ضمير نگاشت . « 2 »
نقل از ظفرنامه « 3 » گفتار در نهضت حضرت صاحبقران از لب پل سنگين و گريختن لشكر جته « 4 »
حضرت صاحبقران ، امير موسى و امير مويد « 5 » ارلات و اوچ قرابهادر را با هزار و « 6 » پانصد سوار كه يكى از هزار بازى نخوردى ، « 7 » بر سر پل سنگين در مقابله لشكر خصم بازداشت و به نفس مبارك با هزار و پانصد سوار كه غبار عرصه پيكار را در سرمه ديده آرزو دانستندى ، در زمان اقبال روى سعادت را از بالاى آب به ميدان آتش نهاد و در ميدان روشن كين ، « 8 » نيم شب تاريك از آب به شنا بگذشتند و روى به كوه آوردند . روز ديگر قراول « 9 » ياغى « 10 » را از اثر « 11 » پاى اسبان معلوم شد كه لشكر از آب گذشته است و از آن معنى دغدغهء در ايشان پيدا شد و چون شب درآمد ، « 12 »
بيت « 13 » :
جهان در سر « 14 » آورد كحلى برند 78 * كه سرمه درآمد به مشكين كمند
حضرت صاحبقران كشورگشاى عدوبند ، « 15 » فرمان داد تا بر بالاى كوههاى بلند آتش بسيار افروختند ، سپاه مخالف را از مشاهدهء آن ، ترس و هراس غالب شد و « 16 » پاى
هامش
( 1 ) . نگ : - شب كه از طرفين . . . بود .
( 2 ) . نگ : + فصل دهم .
( 3 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه .
( 4 ) . نت : حبه .
( 5 ) . نت : موبد .
( 6 ) . نگ : - هزار و .
( 7 ) . نگ : - كه يكى از . . . نخورى .
( 8 ) . نگ : - كه غبار عرصه . . . كين .
( 9 ) . نگ : قراولان .
( 10 ) . نگ : - ياغى .
( 11 ) . نت : - اثر .
( 12 ) . نگ : + اميرتيمور .
( 13 ) . نت : - بيت .
( 14 ) . نت : سرير .
( 15 ) . نگ : - بيت . . . عدو بند .
( 16 ) . نگ : + گريختند .