نقل از ظفرنامه « 1 » در توجه نمودن اميرحسين و حضرت صاحبقرانى به جانب طايخان و بدخشان و صلح كردن
پادشاهان عازم قندوز گشتند و در آنجا ايل بولداى 57 را جمع آورده عنان عزم را به جانب بدخشان تاختند و چون به طايخان 58 رسيدند در آب شور « 2 » مذاق 59 وفاق را از چاشنى
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
60 شيرين ساخته « 3 » پادشاهان بدخشان از در مصلحت درآمدند و تلخى وحشت و مخالفت كه هر آينه موجب ترشرويى دولت تواند بود « 4 » به كلى مرتفع شد و از آنجا به ارهنگ 61 بازگشتند و در آنجا از آب به جانب سالى سراى 62 عبور نموده متوجه ختلان شدند و به چول درآمدند و از چول گذشته موضع دشت كولك 63 را مخيم نزول كردند . شبانه كه به حكم
وَ
« 5 »
جَعَلَ
« 6 »
اللَّيْلَ سَكَناً
64 طبايع ميل آرميدن كند ، بعد از آنكه حضرت صاحبقران به عزم استراحت تخفيف جامه فرموده بود و پاى مباركش از سامت 65 صحبت موزه پرداخته ، اميرحسين به استدعاى حضور آن حضرت كس فرستاد و چون توجه فرموده به مجلس درآمد ، از حاظران پولاد بوغا و شيربهرام ، اميرحسين با صاحبقران شكوه شيربهرام آغاز نهاد كه در چنين وقتى كه به دشمن رسيدهايم عزم ايل خود كرده جدايى مىجويد و به پاى مروت و وفا طريق موافقت و ولا را نمىپويد . صاحبقران كامكار او را به انواع نصيحت فرمود و سرزنش نمود « 7 » اما جواب او بر فحواى ، مصراع : من گوش استماع ندارم لمن « 8 » يقول ، محصور بود .
اميرحسين را هرچند از آن لجاج و استبداد نايره غضب اشتغال مىيافت ، به حسب مقتضاى حال تحمل اولى دانست .
بيت :
( 15 ر ) هرچند توانا بود و قادر مرد * هم كه گاهى خشم فرو بايد خورد « 9 »
آخر الامر شيربهرام به صوب بلجوان روان شد و در اين حال خبر به تحقيق پيوسته
هامش
( 1 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه .
( 2 ) . نت : - بودند به اين راضى . . . آب شور .
( 3 ) . نگ : - در آب شور . . . ساخته / نت : ساختند .
( 4 ) . نگ : - وحشت و مخالفت . . . تواند بود .
( 5 ) . نت : - و .
( 6 ) . نب : جعلنا .
( 7 ) . نگ : + اما نتيجهاى نگرفت .
( 8 ) . نت : به من .
( 9 ) . نگ : + اما جواب او . . . خورد .