صاحبقرانى به او گذاشته . امير بيگجيك بر حسب فرموده خان نمىرفت « 1 » . دست ظلم و بيداد برگشاد و از سر بىباكى پاى جسارت به راه عدوان و طغيان نهاد . حضرت صاحبقرانى چون مشاهده فرمود كه ياساق « 2 » خان برقرار نماند و حال ملك به اختلال خواهد انجاميد ، اقامت در آن ديار مصلحت نديد ، عزم طلب داشتن اميرحسين جزم كرد و روى همت بلند نهمت به راه آورد و « 3 » چون از اميرحسين خبرى ظاهر نبود به تفحص حال او روى در بيابان نهاد . 54
بالجمله اين احوال مذكور مجملا در السنه مغول اين مقدار هست كه تا سمرقند در تحت تصرف توغلقتمورخان بوده است و زياد از اين هيچ احوال معلوم نيست و امير بولاجى كه سابقا در خان ساختن توغلقتمورخان مذكور شده است ، براى وى نشانى از توغلقتمورخان جهت نه موجه « 4 » كه چنگيزخان به اجداد امير بولاجى داده بوده است امضاء نموده و آن به ارث خاندان بنده مانده بود . آن را بنده ديده بودم . نوشته بود به عبارت مغولى كه در قندوز نوشته شد . مقصود آنكه مغولان از آن نشان استدلال مىكردند كه تا قندوز در تحت تصرف خان بوده است و از تحرير ظفرنامه چنان معلوم مىشود كه در سنه اربع و ستين و سبعماية 55 خان وفات كرده است و در السنه مغول چنان است كه خان را در شانزده سالگى از قاليماق امير بولاجى آورده ، چنان كه مذكور شد ، و در هژده سالگى خان شده است و در بيست و چهار سالگى مسلمان شده است و در سى و چهار سالگى وفات كرده و تولد در سنه ثلاثين و سبعماية 56 بوده است . « 5 »
ذكر الياس خواجه خان
از اين الياس خواجه خان در ميان ( 14 پ ) مغول هيچ نام و نشان نيست ، بنده را چنان به خاطر مىرسد كه از پدرم - نوّر اللّه مضجعه - « 6 » نام الياس خواجهخان را شنوده بودم . در ظفرنامه احوال وى آنقدر كه نسق كلام به وى متعلق بوده ، آورده آن را به جنس اينجا نقل كرده مىشود . « 7 »
هامش
( 1 ) . نب : + ات .
( 2 ) . نگ : فرامين .
( 3 ) . نگ : - و روى . . . آورد و .
( 4 ) . نگ : امتيازات .
( 5 ) . نگ : + فصل هشتم .
( 6 ) . نگ : - نوّر . . . مضجعه .
( 7 ) . نگ : + فصل نهم .