ثبات و قرار از جاى برفت و از سر دهشت ، پاى خوف به مركب فرار درآوردند و عنان عزم را به دست اضطرار داده روى ادبار را به سوى گريز نهادند « 1 » و 79 بعون پروردگار چنان لشكرى جرار كه در مقابلهء يك سوار ، ده جنگجوى تيغزن نيزه « 2 » گداز پيش بود ، بىكلفت رزم و پيكار فرو ريخت .
وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ
. 80 زهى فروغ رأى اصابت شعار نصرت آثار كه از پرتو آتشى كه از دود برافروز ، خرمن شوكت و استكبار جهان مخالف كينهدار با چندين امرا و سردار ( 16 ر ) بسوزد .
بيت :
آنجا كه يك پياده فرو كرد حزم * ملكى توان گرفت به نيروى يك سوار
ورنه عجب آنكه عنايت بارى ياورى كند با او برابرى كند و برگزيدهء كه عزيز كردهء پروردگار باشد ، بدخواه او به ضرورت خوار و برگشته روزگار بود ،
بيت :
بد انديش آن شاه گيتى فروز * نباشد مگر خوار و برگشته روز « 3 »
چون دشمنان به هم برآمده رو بگريز نهادند ، حضرت صاحبقران با لشكر نصرت نشان چون شير ژيان و سيل بىپايان خروشان و جوشان ، از بالاى كوه فرو تاختند و تا ميدان گجرات 81 تكامشى كرده به تيغ عمر فرساى و رمح جانگزاى ، دمار از روزگار ايشان برآوردند .
بيت :
در آن ره ز بس كز عدو كشته شد * بيابان همه پشته بر پشته شد « 4 »
و در اين محل مظفر و منصور به شادمانى و سرور ، نزول فرمود و اميرحسين نيز با بقيه لشكر از عقب برسيد . از ميامن نسايم اين فتح ارجمند ، نهال اقبال بلند و شاخ دولت قوى گشت و روضه امانى و آمال را طراوتى تازه و نظارتى بىاندازه به وى روى نمود .
رايت استظهار همگنان به اوج اقتدار برآمد و شوكت و شكوه شاهى و سپاهى يكى در هزار شد .
هامش
( 1 ) . نگ : - پاى ثبات . . . نهادند / نت : نهاد .
( 2 ) . نب : تنزه .
( 3 ) . نگ : - زهى فروغ رأى . . . روز .
( 4 ) . نگ : - بيت . . . پشته شد .