مؤيّد ايبه كه از غلمان دار سنجرى به فروسيّت « 1 » و بدار « 2 » از ديگر غلمان مستثنى و ممتاز بود ، كار خراسان در اضطراب و تشويش بود « 3 » . و سلطان محمود را در رمضان سنهء سبع و خمسين و خمسمائة « 4 » از شهرستان نشابور بيرون آورد « 5 » و چشم او را ميل كشيد و در قلعهاى كه در آنجا محبوس بود وفات يافت .
و در شهور سنهء ثمان و خمسين و خمسمائة « 6 » خوارزمشاه با لشكرى جرّار « 7 » و عسكرى كرّار « 8 » متوجّه شادياخ « 9 » شد و مدّتى او را در شادياخ حصار داد « 10 » تا سفرا از جانبين در ميان آمدند و مصالحه كردند و با خوارزم مراجعت نمود . و در شهور سنهء ستّين و خمسمائة « 11 » از حشم ختاى و ماوراءالنّهر جمعيّتى شگرف ساختند بر قصد او « 12 » .
چون آوازهء ايشان بشنيد مستعدّ حرب گشت و در مقدّمه لشكركش خويش « عيار بك » را كه از قرلغان ماوراءالنّهر بود به آمويه فرستاد . پيش از وصول او لشكرها از جانبين مصادمت « 13 » كردند . لشكر عيار بك منهزم شد و او گرفتار . و ايل ارسلان بيمار شد . چون به خوارزم رسيد در نوزدهم رجب اين سال « 14 » وفات كرد . پسر خردتر او سلطان شاه كه وليعهد او بود قائممقام پدر بر تخت خوارزمشاهى نشست و مدبّر ملك مادر او ملكه تركان بود . برادر بزرگتر او تكش در جند بود . به طلب او رسولى فرستادند ؛ از آمدن ابا نمود . به قصد او لشكر تعبيه كردند . تكش خبر يافت . عنان برتافت « 15 » و عزيمت دختر خان خانان قراختاى كرد كه در آن وقت اسم خانى داشت و مدبّر كار ملك شوهر او « فرما » بود . چون تكش بديشان رسيد به خزاين و اموال خوارزم مواعيد داد و قرار نهاد كه چون خوارزم مستخلص شود هر سال مالى بفرستد . فرما را با لشكرى انبوه با تكش به هم بفرستاد . چون بر خوارزم مطّلع شدند سلطان شاه با مادر پيش از محاربه و مجادله راه راست در پيش گرفتند تا به ملك مؤيّد متّصل شدند . و تكش روز دوشنبه بيست و دويّم
هامش
( 1 ) - فروسيّت : سواركارى .
( 2 ) - بدار : پيشى گرفتن .
( 3 ) - معنى عبارت : اوضاع خراسان در اثر شورش غزّ و برترى « مؤيّد ايبه » كه جزو غلامهاى خاندان سنجرى بود و در هوش و مبادرت به جنگ از ديگر غلامان ممتاز ، در هرج و مرج افتاده بود .
( 4 ) - سال 557 .
( 5 ) - يعنى مؤيّد ايبه محمود خان را از نيشابور بيرون آورد .
( 6 ) - سال 558 .
( 7 ) - جرّار : انبوه .
( 8 ) - كرّار : بسيار حمله برنده .
( 9 ) - شادياخ : از محالّ نيشابور .
( 10 ) - يعنى مؤيّد ايبه را .
( 11 ) - سال 560 .
( 12 ) - يعنى خوارزمشاه .
( 13 ) - مصادمت : به همديگر صدمه زدن .
( 14 ) - يعنى سال 560 يا 565 برحسب اختلاف نسخ در چند سطر پيش ( س 8 ) و فرض دوّم به واقع نزديكتر است . ابن الأثير وفات ايل ارسلان را سال 568 ذكر مىكند . ( مص )
( 15 ) - عنان برتافتن : روى برگرداندن ، فرار كردن .