تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
جلد اوّل از تاريخ جهانگشاى جوينى

[ ديباچه كتاب ( از مصنف ) ]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم سپاس و ثنا معبودى راست كه واجب‌الوجودست « 1 » ؛ مسجودى كه وجود او واهب « 2 » انوار عقل و جودست ؛ آفريدگارى كه اثبات وحدانيّت او در هر ذرّه‌اى از ذرّات مكوّنات « 3 » موجودست ؛ پروردگارى كه به اختلاف لغات و صفات « 4 » شكر روايع « 5 » بدايع « 6 » صنايع او مقصودست ؛ رزّاقى كه از راه ربوبيّت بر مائدهء « 7 » كرمش موحّد و ملحد يكسانست ؛ خلّاقى كه معلومات مبدعات فطرتش « 8 » از كمال قدرت او يك داستانست « 9 » ؛ عظيمى كه بلبل خوش الحان و نغمت به ذكر الوان نعمت او هزاردستانست « 10 » ؛ كريمى كه يك قطره از بحار « 11 » موهبت او باران مدرار « 12 » نيسانست « 13 » ؛ غفّارى كه نسيم لطفش مادّهء « 14 » بقاء هر دوستار آمد ؛ قهّارى كه جلّاد عنفش « 15 » تيغ آبدار تاتار « 16 » گشت « 17 » ؛ ظاهرى كه
هامش
( 1 ) - واجب الوجود : از نام‌هاى خداوند ، موجودى كه در وجود خود محتاج غيرى نباشد ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 2 ) - واهب : بخشنده . ( 3 ) - مكوّنات : آفريدگان . ( 4 ) - لغات و صفات : زبان‌ها و خصوصيّات ( مثل رنگ ، مكان ، نژاد و غيره ) . ( 5 ) - روايع : جمع رايعه به معنى آنچه مردم را به شگفت آورد ، شگفت‌انگيز . ( 6 ) - بدايع : جمع بديعه به معنى نوپديد . ( 7 ) - مائده : خوان آراسته . ( 8 ) - معلومات مبدعات فطرتش : پديده‌هاى آشكار آفرينش او ، فطرت به معنى آفرينش است . ( 9 ) - داستان : حكايت ، مجازا در اينجا به معنى نمونه . معنى جمله : آفريدگارى كه پديده‌هاى آشكار آفرينش او تنها يك حكايت و يك نمونه از كمال قدرت اوست . ( 10 ) - هزار دستان : بلبل . ( 11 ) - بحار به كسر اول درياها . ( 12 ) - مدرار : بسيار ريزان . ( 13 ) - نيسان : نام هفتم از ماه‌هاى روميان مطابق با ارديبهشت . ( 14 ) - مادّه : مايه ، اصل . ( 15 ) - عنف : درشتى و قهر . ( 16 ) - تاتار : نام طايفه‌اى از مغولان ، مجازا به همهء مغولان تاتار گفته مىشود . ( 17 ) - در اين جمله « تيغ آبدار تاتار » مسند اليه و « جلّاد عنف » مسند است .