« از تمام فضايل و مناقبى كه اصحاب پيامبر دارا بودند چون سبقت در اسلام ، هجرت ، نصرت پيامبر ، خويشى با آن حضرت ، قناعت ، ايثار ، آگاهى از كتاب خدا ، جهاد ، ورع ، زهد ، قضا ، فقه و . . . على عليه السّلام بهرهاى وافر و حظى كامل داشت . علاوه بر اينكه بعضى از فضايل فقط مخصوص اوست مانند : اخوت با پيامبر ، فرمايش پيامبر درباره او كه تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستى و نيز هركس ، من مولاى او هستم على مولاى اوست ، بارخدايا ! دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن ؛ همچنين دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد ايشان ، آن هنگام كه انس پرنده پختهاى ، خدمت آن حضرت آورد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بار خدايا ! محبوبترين خلقت را وارد كن كه از اين غذا با من بخورد . در اين هنگام على عليه السّلام وارد شد و از آن غذا خورد ، در حالىكه ساير اصحاب از اين فضايل بىبهره بودند » « 1 » .
در ميان بنى هاشم نيز على عليه السّلام نزديكترين شخص به پيامبر بود . از خردسالى در خانه پيامبر و با تربيت آن حضرت ، رشد يافت « 2 » . شب هجرت به جاى پيامبر خوابيد و امانتهاى پيامبر را به صاحبانشان برگرداند و در مدينه به پيامبر ملحق شد « 3 » .
مهمتر از همه ، جايگاه على عليه السّلام در اسلام است . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله جايگاه على عليه السّلام را در اسلام از همان آغاز پيامبرى ، تعيين فرمود .
آنگاه كه پيامبر به فرمان خدا مأمور شد عشيره خود را انذار كند ، تنها كسىكه در آن جلسه حاضر به يارى و همراهى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله شد ، على عليه السّلام بود . پس رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در همان جلسه در ميان بزرگان خاندانش اعلام كرد كه على وصى ، وزير ، خليفه و جانشين اوست با اينكه سن آن جناب از همه حاضران كمتر بود . « 4 »
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مناسبتهاى گوناگون ، مقام و موقعيت على عليه السّلام را به آنان گوشزد مىكرد و بر جايگاه آن جناب سفارش داشت . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مواظب رفتار اصحابش با على عليه السّلام بود ، بهويژه بعد از گسترش اسلام كه افراد زيادى به انگيزههاى گوناگون به سلك
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 446 .
( 2 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 41 .
( 3 ) . مسعودى ، على بن الحسين . مروج الذهب ، ص 294 .
( 4 ) . رجوع شود به : يوسفى غروى ، محمد هادى . موسوعة التاريخ الاسلامى ، مجمع الفكر الاسلامى ، قم ، ط اول 1417 ه ، الجلد الاول ، ص 410 .