مبين اين مطلب مىباشد كه كمتر تحريف به شعر راه يافته است . عتبة بن ابى لهب بعد از جريان سقيفه و نصب ابو بكر اين اشعار را سرود :
ما كنت احسب ان الامر منصرف * عن هاشم ثم منها عن ابى حسن « 1 »
اليس اول من صلّى لقبلتكم * و اعلم الناس بالقرآن و السنن « 2 »
و اقرب الناس عهدا بالنبى و من * جبرئيل عون له فى الغسل و الكفن « 3 »
ما فيه ما فيهم لا يمترون به * و ليس فى القوم ما فيه من الحسن « 4 »
ماذا الذى ردهم عنه فتعلمه * ها ان ذاغبننا من اعظم الغبن « 5 »
بعد از گفتن اين اشعار ، على عليه السّلام به او سفارش كرد كه ديگر اين كار را نكند و فرمود كه سلامت دين براى ما ، مهمتر از هرچيزى است « 6 » .
ابن ابى عبرة قرشى نيز گفته است :
شكرا لمن هو بالثناء حقيق * ذهب الّجاج و بويع الصديق « 7 »
كنّا نقول لها على و الرضا * عمر و اولاهم بذاك عتيق « 8 » « 9 »
در جريان اختلافى كه ميان انصار و قريش ، در قضيه سقيفه پديد آمده بود و عمرو عاص ضد انصار سخن گفته بود ، نعمان بن عجلان ، يكى از شعراى انصار ، در جواب عمرو عاص ، اشعارى را گفته است كه در آن به حق على عليه السّلام تصريح شده است .
فقل لقريش نحن اصحاب مكة * و يوم حنين و الفوارس فى بدر « 10 »
هامش
( 1 ) . گمان نمىكردم امر خلافت را از بنى هاشم و از ميان آنها از ابو الحسن ( على ) برگردانند .
( 2 ) . آيا او نخستين كسىكه به قبلهء شما نماز خواند و داناترين مردم به قرآن و سنت نيست ؟
( 3 ) . او آخرين كسى است كه چهره پيامبر را نگاه كرد ؛ جبرئيل در غسل و كفن آن حضرت ياور او بود .
( 4 ) . آنچه او دارد و آنها دارند نمىانديشند ؛ در حالىكه در ميان قوم كسى نيست كه نيكىهاى او را داشته باشد .
( 5 ) . چه چيزى است كه آنها را از او برگردانده ، بگوييد كه اين ضرر ما ، از بزرگترين ضررهاست .
( 6 ) . زبير بن به كار . الأخبار الموفقيات ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 581 .
( 7 ) . شكر كسى را كه سزاوار ثناست ؛ جدال از ميان رفت و با صديق بيعت شد .
( 8 ) . ما مىگفتيم : على صاحب خلافت است ؛ به عمر هم راضى بوديم ؛ ولى بهترينشان در اين مورد عتيق ( ابو بكر ) است .
( 9 ) . زبير بن به كار . همان ، ص 580 .
( 10 ) . به قريش بگو : ما لشكر فتح مكه و جنگ حنين و سواران بدر هستيم .