در تاريخ آمده است كه بعد از قيام زيد بن على به شيعيان رافضى گفتند . شهرستانى مىگويد :
« وقتى كه شيعيان كوفه ، از زيد بن على شنيدند كه او از شيخين تبرى نمىكند و امامت مفضول را باوجود افضل جايز مىداند ، او را ترك كردند . ازاينرو به رافضى موسوم شدند ؛ زيرا رفض بهمعناى ترك است » « 1 » .
در مورد لقب علوى ، سيد محسن امين مىنويسد :
« پس از قتل عثمان و رويارويى معاويه با على عليه السّلام ، به اتباع و ياران معاويه ، عثمانى مىگفتند زيرا آنان عثمان را دوست مىداشتند و از على عليه السّلام تبرى مىجستند ؛ و بر پيروان على عليه السّلام علاوه بر شيعه ، علوى نيز اطلاق مىشد و اين روال تا آخر دولت بنى اميه ادامه داشت ، تا اينكه در عصر عباسيان نام علوى و عثمانى منسوخ شد و فقط شيعه و سنى استعمال گشت » « 2 » .
امامى نام ديگرى براى شيعيان بود كه بيشتر در مقابل زيديان ، به آنان اطلاق مىشد . چنان كه ابن خلدون مىنويسد :
« بعضى از شيعيان قائلند روايات صريحى دلالت مىكنند كه امامت در شخص على عليه السّلام منحصر است و بعد از او هم به فرزندانش منتقل مىشود . اينان اماميه هستند و از شيخين بيزارى مىجويند كه چرا على را مقدم نكردند و با او بيعت ننمودند . اينان امامت ابو بكر و عمر را قبول ندارند . بعضى ديگر از شيعيان قائلاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به شخصه كسى را به جاى خود نگماشته ، بلكه اوصاف امام را فرموده كه بر على عليه السّلام منطبق است و مردم مقصرند كه آن را نشناختند . اينان به شيخين بد نمىگويند و زيديه هستند » « 3 » .
باتوجه به اشعار برجاى مانده از ياران و اصحاب امام حسين عليه السّلام ، مىتوان دريافت كه پس از شهادت آن حضرت به شيعيان و ياران امام حسين عليه السّلام حسينى نيز مىگفتند . آنان در اشعار
هامش
( 1 ) . شهرستانى . الملل و النحل ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1364 ه ، ج 1 ، ص 139 .
( 2 ) . الامين ، سيد محسن . اعيان الشيعة ، ص 19 .
( 3 ) . ابن خلدون . مقدمه ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، 1408 ه ، ص 197 .