از خاكستر آتشى فروزان كرد 516
از خداوند جهان حكم وز بنده تسليم 521
از دروغ گفتن دور باشيد كه دروغزن ار چه گواهى راست دهد ، نپذيرند 473
از سايهء خويش مىبترسد 647
از سخن سخن مىشكافد 220
از شب آبستن چه زايد 961
از عدو آنگاه كن حذر كه شود دوست وز مغ ترس آن زمان كه گشت مسلمان 966
از قضاى آمده كه آن را دفع نتوان كرد 659
از گفتار باز توان ايستاد و از نبشتن باز نتوان ايستاد و نبشته باز نتوان گردانيد 1104
از ما بر ماست چون نگاه كنى نيك * در تبر و در درخت و آهن و سوهان
969
از مكر دشمن ايمن نشايد بود 488
اشرب و اطرب ودع الدنيا 922
اعرض عن العواء و لا تسمعها فما كل خطاب محوج الى جواب 1104
اگر امروز اجل رسيده است ، كس باز نتواند داشت 232
الا كل حى هالك و ابن هالك * و ذو نسب فى الهالكين عريق
930
البديع غير مملول 285
الخوخ اسفل 687
الرائد لا يكذب اهله 995
العرق نزاع 422
العفو عند القدرة 53
العلم من اشرف الولايات * يأتيه كل الورى و لا ياتى
1102
الفال حق 516
الكلاب على البقر 900
الكمال للّه عز و جل 209
المقدر كائن و الهم فضل 9
اما هر چه بر كاغذ نبشته آيد بهتر از كاغذ باشد 497
امير ضعيف به كار نيايد 1107
ان الامور اذا الاحداث دبرها * دون الشيوخ ترى فى بعضها خللا
52
ان الرجل اذا ذهب سلاحه فهو كالمرأة اعزل 238
ان العقول لها موازين بها * تلقى الرشاد و هي تجارب
1099
ان امرأ قد سار سبعين حجة * الى منهل من ورد لقريب
489
ان للّه جنودا منها العسل 742
اندر بلاى سخت پديد آيد * فضل و بزرگوارى و سالارى
930
انما الحكم فى امثال هذه الامور على الاغلب الاكثر . . . 1100
اهل الدنيا عبيد الدينار و الدرهم 15
ايزد تعالى بندگان را كه راست باشند و توكل بر وى كنند و دست به صبورى زنند ، ضايع نماند 263
ايزد را ، سبحانه و تعالى ، خواستهاست كه بندگان بسر آن نتوانند شد 745
ايزد عز ذكره را تقديرهاست چون شمشير برنده 961
ايزد ، عز و جل ، علم غيب بهكس ندهد 758
اين الرجال المهذبون 512
اين جهان گذرنده را خلود نيست و همه بر كاروانگاهيم 502
اين نقش بنشست 500