آدينه كه نماز آدينه در آن خوانده شود
( 16 ) - معنى جمله : شگفتيهاى اين حادثه را بايد شنيد
( 17 ) - قلعهء گيرى : قتلگاه سلطان مسعود در دامنهء كوهسار كاغان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 993 شمارهء ( 19 )
( 18 ) - امير مودود : شهاب الدولة ابو الفتح مودود بن مسعود ( 432 - 441 ) چهارمين امير غزنوى
( 19 ) - دنپور : اصل كلمه دنپور يا دنبور است كه مراد از جلالآباد كنونى باشد . . . درين بيت فردوسى هم از دنبر مراد همين دنپور است كه گفت :
ز زابلستان تا به درياى سند * همه كابل و دنبر و ماى هند
( نقل از حاشيهء صفحهء 205 زين الاخبار گرديزى ، تصحيح و تحشيه و تعليق عبد الحى حبيبى چاپ تهران سال 1347 )
( 20 ) - عم : مراد جلال الدولة ابو احمد محمد بن محمود ( 421 هفت ماه ) دومين امير غزنوى و عموى مودود بن مسعود ؛ در صفحهء 206 زين الاخبار گرديزى تصحيح عبد الحى حبيبى آمده است : چون امير مودود رحمة اللّه چنان ديد بتن خويش حمله برد . . . و امير محمد را دستگير كردند و پسر او احمد را ، و سليمان بن يوسف را و قومى از بزرگزادگان دولت را دستگير كردند پس امير مودود بفرمود تا همه را بكشتند و بعضى را تير باران كردند و بعضى را بر دم اسب معربد بستند
( 21 ) - ببستند : در بند و زنجير كردند و بازداشتند
( 22 ) - بر هواى دولت محمودى : به هواخواهى و جانبدارى سلطنت غزنوى كه محمود مايهء حشمت و اقتدار آن شد
( 23 ) - باغى : ستمگار و نافرمان ، اسم فاعل از بغى ، صفت جانشين موصوف ( دشمن ) يعنى سلجوقيان
( 24 ) - نوادر : بفتح اول و كسر چهارم چيزهاى شگفت و ديرياب جمع نادره
ص 1124
( 1 ) - على حده : به تنهائى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 79 شمارهء ( 13 )
( 2 ) - عبرت : پند و شگفتى
( 3 ) - ان شاء . . . : اگر خداى متعال خواهد .
پايان