اول افزودند و فراهم آوردند
( 3 ) - فرودستتر : زيردستتر و پائينتر و فروتر
( 4 ) - گربز : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم زيرك و مكار و دلير
( 5 ) - جزم : بفتح اول و سكون دوم استوار
( 6 ) - روزگار گرفت : وقت گرفت و طول كشيد
( 7 ) - آمد شد : آمد و رفت ، اسم مركب
( 8 ) - حجت برمىگرفت : دليل مىآورد
( 9 ) - به حق : بر حق و راستين ، صفت پيشوندى امير موصوف
( 10 ) - بپردازيد : تخليه كنيد
( 11 ) - باز بايد ستد : بايد بازگرفت
( 12 ) - دست كرا باشد : قدرت و غلبه از آن كه باشد ؟
( 13 ) - سنهء . . . : سال 432
( 14 ) - آسيا بر خون بگشت : به كنايه يعنى كشتارى بزرگ شد ، فردوسى فرمايد :
به خون غرقه شد خاك و سنگ و گيا * بگشتى به خون گر بدى آسيا
( 15 ) - چون مرو . . . بدشت كرد : جمله سرتاسر مغلوط مىنمايد . بر طبق تاريخ بايد عبارتى باشد چنين : چون جنگ با سيمجوريان در هرات و طوس و با فائق و بكتوزون در مرو و با خانيان بدشت كتر ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 16 ) - دست : مجازا قدرت و غلبه و پيروزى
( 17 ) - حصار بگرفتند : بكسر اول در حصار و قلعه رفتند و متحصن شدند
( 18 ) - بپيچيدى : مىپيچيد يعنى درهم و برهم و پيچيده و دشوار مىشد
( 19 ) - خذلان : بكسر اول و سكون دوم خوار فروگذاشتن و ترك نصرت
( 20 ) - رباط : بكسر اول كاروانسراى سر راه ، منزلگاه مسافران و كاروان
( 21 ) - درست گشتند : بهبود يافتند و صحيح و سالم شدند
( 22 ) - ولايت : مملكت و حكومت
( 23 ) - خليفهء امير المؤمنين : اضافه است و مراد امير مسعود است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 24 ) - سره : بفتح اول نيك ، صفت اتفاق
( 25 ) - نيك ساخته : به خوبى آراسته و مجهز ، صفت لشكر
ص 1123
( 1 ) - كارى افتاد : حادثهاى رويداد
( 2 ) - دو گروهى : دودستگى و دوگانگى و اختلاف
( 3 ) - فروخواهندگرفت : دستگير خواهند كرد
( 4 ) - ساخته است : تدارك ديده و ترتيب داده است
( 5 ) - حشم سلطانى : سپاهيان و چاكران و كسان و خدمتكاران ، موصوف و صفت نسبى
( 6 ) - يكى : متحد و يگانه ، صفت نسبى از يك ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 65 شمارهء ( 9 )
( 7 ) - سنهء . . . : سال 432
( 8 ) - بدم او : بدنبال او
( 9 ) - حدود : بضم اول مرزها جمع حد
( 10 ) - درنيافتند : به آنان نرسيدند ، فردوسى فرمايد :
بياورد شبرنگ بهزاد را * كه دريافتى روز كين باد را
( نقل از لغتنامهء دهخدا
( 11 ) - بيرون ماند : خارج از شهر اقامت كرد
( 12 ) - سنهء . . . : سال 432
( 13 ) - نثارها كردند : بكسر اول پيشكشها دادند
( 14 ) - آذين بستند : آذين نهادند و به آذين كردند يا زينت بستند - آذين بكسر سوم زيب و آيين و زيور
( 15 ) - مسجد جامع : مسجد جمعه يا مزگت