( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 22 ) - مىناليد : شكايت مىكرد
( 23 ) - بر : حرف اضافه بمعنى بر ضد و بزيان
( 24 ) - بنقصان حال وى : بزيان حال او ( هارون )
( 25 ) - انها : پوشيده خبر رساندن ، مخفف انهاء مصدر باب افعال
( 26 ) - اند : بفتح اول و سكون دوم عددى مبهم از سهتا نه . . . پس از اعداد عشرات و مآت و الوف واقع مىشود بيست و اند . صد و اند . هزار و اند ( فرهنگ فارسى معين بنقل لغتنامهء دهخدا ) - معنى جمله : دو هزار و اند چاكر زرخريد فراهم كرد - براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به صفحهء 647 شمارهء ( 12 )
( 27 ) - علامت سياه : علم سياه
( 28 ) - جبارى :
قهر و غلبه و بىرحمى ، اسم مصدر
( 29 ) - اندر غار : در صفحهء 247 طبقات ناصرى تصحيح و مقابله عبد الحى حبيبى ، چاپ تهران سال 1363 « درغان » بجاى « اندر غار » آمده است « بقيهء ايشان كه به ماوراءالنهر مانده بودند ( يعنى سلجوقيان ) هر سال از نور بخارا به درغان خوارزم آمدندى به چراخور »
ص 1114
( 1 ) - متوارى : بضم اول و فتح دوم پنهان و سرگردان
( 2 ) - جستن : بفتح اول گريختن و فرار كردن
( 3 ) - سنهء . . . : سال 425
( 4 ) - متنكر : ناشناس ، اسم فاعل از تنكر مصدر باب تفعل
( 5 ) - راست كرده بود : نهانى قرار گذاشته بود نيز نگاه كنيد به صفحهء 979 شمارهء ( 10 )
( 6 ) - سردابه : بفتح اول و سكون دوم ، سرداب است كه خانهء زير زمين باشد و خانهء تابستانى بسيار سرد ( برهان قاطع بنقل لغتنامهء دهخدا )
( 7 ) - به دونيم زنند : با شمشير به دو پاره كنند
( 8 ) - ببو سعيد تهمت كردند : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : هر دو روايت ( مراد روايت نسخهبدل ) مغلوط به نظر مىآيد . . . شايد « و بو سعيد را تهمت نكردند بحديث بردن عبد الجبار به زيرزمين » در جمله بعد هم كه مىگويد خانه و ضياع و اسبابش ضمير راجع به عبد الجبار است نه بو سعيد چنان كه از ذيل حكايت پيداست
( 9 ) - ضياع : بكسر اول جمع ضيعه بمعنى آب و زمين
( 10 ) - مستأصل : از ريشه بركنده و ريشه كن شده و مجازا بمعنى پريشان و سرگشته ساخته ، اسم مفعول از استيصال مصدر باب استفعال از مجرد اصل
( 11 ) - طرفه :
بضم اول و سكون دوم شگفت و نادر و غريب
( 12 ) - روى نبود : چاره و مصلحت نبود
( 13 ) - پس از آن به مدتى : در كوتاه مدتى پس از آن
( 14 ) - سنهء . . . : سال 425
( 15 ) - ملطفه : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مفتوح نامهء خرد مختصر
( 16 ) - خطبه بگردانيدند :
خطبه را تغيير دادند
( 17 ) - خداوندش : مراد سلطان مسعود كه بر همه اين نواحى فرمانفرما بود
( 18 ) - بر كار شدند : سخت دست به كار فرستادن اخبار شدند ، مقابل بيكار ، ناصر - خسرو فرمايد :
بيكار چراست عقل در تو * بر كار بود هميشه دندان