( 4 ) - پسر كاكو : در اينجا مراد فرامرز بن محمد بن دشمنزيار بن كاكويه مكنى به ابى منصور و ملقب به ظهير الدين از امراى ديالمهء كاكويه كه از سال 433 تا 443 در كردستان و اصفهان حكومت مىكرد . . . ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 5 ) - بند : زنجيرى كه بر دست و پاى - گنهكاران نهاده مىشد
( 6 ) - استر : بفتح و سكون دوم و فتح سوم قاطر
( 7 ) - چون رفت :
چگونه پيش آمد - پايان سخن مرد سكزى است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 8 ) - معنى جمله : سه قاصد از خفيهنويسان و خبررسانان ما كه نزد دشمنان بودند از راه رسيدند
( 9 ) - در يك وقت : قيد متعلق است به « در رسيد » معنى آنست كه هر سه پيك در يك زمان در رسيد
( 10 ) - ديوانبان : ضباط محافظ دستگاه ديوان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 874 شمارهء ( 9 )
( 11 ) - معنى جمله : كارهاى بسيار شگفتى اين بار رخ داد
( 12 ) - معنى جمله : براى فرار آماده شده بودند
( 13 ) - به روى لشكر سلطان : به مقابلهء سپاه امير
( 14 ) - معنى چند جمله :
نگران آن كه مردم ما ( لشكريان ما ) آنان ( تركمانان ) را وادار به بازگشت كنند و بر ايشان حمله برند و تركمانان بروند ( بگريزند )
( 15 ) - بىفرمانى : نافرمانى
( 16 ) - بدين صعبى :
با اين سختى
( 17 ) - مولازاده : مخدومزاده يا شايد بمعنى ملازاده باشد نگاه كنيد به صفحهء 245 شمارهء ( 13 )
( 18 ) - افتاده : پيوسته و برخورده است ، ماضى نقلى بحذف « است » به قرينه
( 19 ) - فروداشته است : متوقف كرده و از حركت بازداشته است
( 20 ) - معنى دو جمله : گفته است كه اگر با پيشگوئى او تركمانان بفرمانروائى خراسان نرسيدند ، گردنش را بزنند
( 21 ) - مراد . . . برگشت : شايد : مراد حاصل شده و لشكر سلطان برگشته ( بصيغهء حال ) نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض - برگشته : به هزيمت رفته
( 22 ) - سه مقدم : سه سر كرده ( طغرل ، يبغو و داود )
ص 959
( 1 ) - اميدهاى بزرگ كردند : نويدهاى بزرگ دادند ، فردوسى فرمايد :
يكى بدره با هر يكى بار كرد * ببرگشتن اميد بسيار كرد
( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 2 ) - غارتى : اموال غارتشده ، صفت نسبى جانشين موصوف
( 3 ) - صامت و ناطق : به كنايه مراد سيم و زر و برده و كنيز ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 282 شمارهء ( 13 )
( 4 ) - دويت :
بفتح اول و كسر دوم ممال دوات - دويت خانهء سلطانى : بايگانى اسناد سلطنتى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 203 شمارهء ( 2 )
( 5 ) - عين الدولة : برادر بورى تگين پسر ايلگ ماضى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 889
( 6 ) - مبشر : مژده رسان ، اسم فاعل از تبشير ، مصدر باب تفعيل
( 7 ) - از آن دربند : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : « دربند » شايد نوعى از خرگاه بوده است ، از آن دربند يعنى خرگاهى از نوع دربند و اللّه اعلم
( 8 ) - فرا : حرف اضافه