ركابدار : قاصد
( 18 ) - علامت : علم و رايت و درفش ( كه از سپاه مسعود به غنيمت گرفتهاند )
( 19 ) - با : حرف اضافه بمعنى به - معنى جمله : پيش از آن كه به چاكران برسم
( 20 ) - پيش بردم : بحضور سلطان بردم
( 21 ) - او : مرجع ضمير سلطان است
( 22 ) - برملا : بر سر انجمن و آشكارا ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 4 )
( 23 ) - معنى دو جمله : همه نشسته بودند و بو الفتح ليث و من ( بيهقى ) ايستاده بوديم ، دو جملهء حاليه بحذف فعل معين « بودند » و فعل ربطى « بود » - چنان كه مىدانيم در حضور امير برخى اجازهء نشستن داشتند
( 24 ) - ختم : بفتح اول و سكون دوم پايان - بر ختم يعنى به پايان
( 25 ) - استحسان : نيكو شمردن و ستودن ، مصدر باب استفعال از مجرد حسن
( 26 ) - متابعة . . . : به پيروى از گفتار پادشاه .
ص 961
( 1 ) - معنى مفهوم : معنى مقصود و دريافتشده
( 2 ) - ناچاره : ناگزير
( 3 ) - معنى چند جمله : هر انتقادى كه خوانندگان كنند جايز مىشمارم ، من با پيشه خود كه تاريخنويسى است سرو كار دارم و پيش از اين هم براى آگاهى آنان از نقش تاريخنگار سخن به ميان آوردهام
( 4 ) - ياد كرد رونوشت نامه به ارسلان خان ، بنام خداوند بخشندهء بخشاينده ، خداوند زندگانى خان بزرگ صديق ( دوست ) را دراز گرداناد ، اين نامه از من است بوى در رباط كروان بر هفت منزلى غزنين ، خداوند ، ياد وى گرامى باد ، در همه حال ستوده است و درود بر پيامبر مصطفى ( برگزيده ) محمد و خاندان پاك وى
( 5 ) - برش : برندگى ، اسم مصدر
( 6 ) - معنى جمله : بدين سبب است
( 7 ) - معنى جمله : يادآور اين بيت از ساقىنامه حافظ است :
فريب جهان قصهاى روشنست * سحر تا چه زايد شب آبستن است
( 8 ) - قبضهء تسليم : در تصرف و دست تسليم - تسليم بمعنى گردن دادن به حكم قضا
( 9 ) - حول :
بفتح اول و سكون دوم توانائى
( 10 ) - عدت : بضم اول سازوبرگ
( 11 ) - توكل : كار خود به خدا واگذاشتن ، مصدر باب تفعل
( 12 ) - بطر : بفتح اول و دوم ناسپاسى و گردنكشى از حق
( 13 ) - به هيچ خاطرى ناگذشته : به هيچ دلى خطور ناكرده ، صفت چيز و همچنين است « اوهام بدان نارسيده »
( 14 ) - اوهام : بفتح اول و سكون دوم گمانها جمع وهم
( 15 ) - عاجز مانده آيد : سخت ناتوان شود ؛ در برخى صفتها گاه « شده و مانده » براى تأكيد افزوده مىشد ، ناصر خسرو فرمايد :
فريفته شده مىگشت در جهان آرى * چنو فريفته بود اين جهان فراوان را
( 16 ) - خواهيم : مسئلت داريم
( 17 ) - فى السراء . . . : شادى و بدحالى و سختى و آسانى
( 18 ) - انه . . . همانا يزدان پاك بهترين توفيق بخش و ياريگرست
( 19 ) - كام و ناكام :
مراد و نامرادى
( 20 ) - مساهمت : هم نصيب و هم بهره شدن با كسى ، مصدر باب مفاعله