توضيحات و حواشى
ص 869
( 1 ) - چنين گفت : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : « اين كه ما اينجا را آغاز مجلد نهم گرفتيم مبنى بر فرض و احتمال است چون در كتاب محل ديگرى فيما بين آغاز مجلد هشتم تا آغاز مجلد دهم كه ابتداى مجلد باشد ديده نمىشود . . . عبارت اين چند سطر اول مجلد هم ساختگى به نظر مىرسد . . . »
( 2 ) - مقام : بضم اول مصدر ميمى اقامت
( 3 ) - بو سهل : مراد بو سهل پردهدار معتمد حاجب سباشى ، از لحاظ دستورى عطف بيان « سوار سالار »
( 4 ) - چاشتگاه فراخ : هنگام چاشت يا نزديك ظهر
( 5 ) - جنگ مصاف : جنگ با آرايش نظامى و آداب خاص ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 758 شمارهء ( 13 )
( 6 ) - پاره : قطعه و قواره
( 7 ) - اسبى غورى : اسبى از نژاد اسبان غور كه ناحيهء كوهستانى ميان هرات و غزنه است
( 8 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم بريد چاپارى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 شمارهء ( 9 ) به اسكدار يعنى بوسيلهء چاپار و پيك سوار
( 9 ) - باشد : فعل تمنائى است ظاهرا يعنى اميد است كه صلاح و صواب باشد
( 10 ) - مستوره : پوشيده ، اسم مفعول بصيغهء مؤنث از ستر بفتح اول و دوم - گويا مقصود نامهء محرمانه و پوشيده است ، در تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض چاپ 1324 مسطوره در متن آورده شده است و مستوره در حاشيه - مسطوره بمعنى نوشته و مكتوب اسم مفعول بصيغهء مؤنث از سطر ، براى توضيح بيشتر نگاه كنيد بلغت نامهء دهخدا ذيل مسطوره
ص 870
( 1 ) - واجب نكردى : ظاهرا مصحف واجب بكردى است
( 2 ) - مطلق به گفتن : گشاده و بىقيد و شرط اظهار كردن
( 3 ) - در نسخهبدل اين جمله به اين صورت آمده است كه صحيح مىنمايد « به اين كار بزرگ دست نبايست كرد »
( 4 ) - وى : مرجع ضمير خواجهء بزرگ احمد