آغاز مجلّد ششم
آغاز تاريخ امير شهاب الدّولة مسعود بن محمود رحمة اللّه عليهما 1
همىگويد ابو الفضل محمد بن الحسين البيهقى ، رحمة اللّه عليه ، هر چند اين فصل از تاريخ مسبوق 2 است بدانچه بگذشت در ذكر ، لكن در رتبه سابق است .
ابتدا ببايد دانست كه امير ماضى ، رحمة اللّه عليه ، شكوفهء نهالى بود كه ملك 3 از آن نهال پيدا شد ، و دررسيد 4 چون امير شهيد مسعود بر تخت ملك و جايگاه پدر بنشست . و آن افاضل 5 كه تاريخ امير عادل سبكتگين را ، رضى اللّه عنه ، براندند از ابتداى كودكى وى تا آنگاه كه به سراى البتگين 6 افتاد ، حاجب بزرگ و سپاهسالار سامانيان 7 ، و كارهاى درشت 8 كه بر وى بگذشت تا آنگاه كه درجهء امارت 9 غزنين يافت و در آن عزّ گذشته شد و كار بامير محمود رسيد ، چنان كه نبشتهاند و شرح داده ، و من نيز تا آخر عمرش نبشتم ، آنچه بر ايشان بود 10 ، كردهاند و آنچه مرا دست داد به مقدار دانش خويش نيز كردم تا بدين پادشاه بزرگ رسيدم ، و من كه فضلى ندارم و در درجهء ايشان نيستم 11 ، چون مجتازان 12 بودهام تا اينجا رسيدم . و غرض من نه آن است كه مردم اين عصر را بازنمايم حال سلطان مسعود ، انار اللّه برهانه 13 ، كه او را ديدهاند و از بزرگى و شهامت و تفرّد 14 وى در همه ادوات 15 سياست و رياست واقف گشته . امّا غرض من آن است كه تاريخ - پايهيى 16 بنويسم و بنائى بزرگ افراشته گردانم ، چنان كه ذكر آن تا آخر روزگار باقى ماند . و توفيق اتمام آن از حضرت صمديّت 17 خواهم و اللّه ولىّ التّوفيق 18 . و چون در