به علتى نتوانستم در جنگ شركت كنم ، ولى قلبم با شما بود . اميرمؤمنان عليه السلام سهم خود را به او بخشيد . « 1 »
نتايج ناگوار جنگ جمل
جنگ جمل آثار و نتايج ناگوارى به دنبال داشت كه برخى را مىآوريم :
1 . كشته شدن بيش از ده هزار نفر از مسلمانان ، كه در حقيقت قربانى حسادت و رياستطلبى « ناكثين » گرديدند . مورخان ، نوشتهاند : آن قدر از دو لشكر به خاك افتادند كه اگر بر روى جنازهء آنان اسب دوانى مىشد ، پاى اسبها جز با اجساد ، تماس پيدا نمىكرد .
2 . از بين رفتن روح برادرى و باز شدن باب فتنه و فساد به روى امّت مسلمان كه يكى از ميوههاى تلخ آن ، شعله ور گشتن آتش جنگ صفّين بود . در واقع اين دو جنگ با ريسمان محكمى كه ابتداى آن كنار بصره و انتهايش در صِفّين بود به هم پيوند خورده بودند ، زيرا قيام عايشه كه هيچ گونه قرابتى با عثمان نداشت راه را براى قيام معاويه كه از خاندان اميّه و از خويشان عثمان بود باز كرد . و بهانهاى به دست او داد تا علاوه بر مبارزه عليه حكومت امير مؤمنان عليه السلام ، خلافت را در بين خاندان خود كه خاندان خليفهء مقتول بود ، به صورت موروثى در آورد .
3 . نتايج زيانبار جنگ جمل حتى پس از جنگ صِفين نيز ادامه داشت و جنگ « نهروان » در حقيقت مولود دو جنگ پيشين ( جَمَل و صِفّين ) بود ، زيرا اين دو جنگ در روح عدّهاى از مردم تنگنظر و كوته فكر ، آثار سوئى گذاشت به طورى كه عملًا گرفتار تشويش و اضطراب شدند و حالت ترديد در آنان به وجود آمد و با نظر عداوت و بدبينى به هم مىنگريستند .
عدّهاى كه بعدها عنوان « خوارج » پيدا كردند عقيده داشتند سران « ناكثين » به خاطر مخالفت و شورش بر ضد پيشوايشان ، امير مؤمنان عليه السلام ، كافر گرديدهاند . سپس معتقد شدند امير مؤمنان عليه السلام نيز با موافقت موضوع تحكيم و امضاى آن از آيين اسلام خارج
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 371 و شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 249