« اى « حُمَيْرا » ! آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو اين چنين سفارش كرده بود ؟ آيا به تو نفرموده بود در خانهات بنشين ؟ به خدا سوگند ! آنان كه تو را از خانهات بيرون آوردند دربارهات انصاف نكردند ؛ زنان خود را در سراپردهها جا دادند و تو را به ميدان جنگ كشاندند . » « 1 »
اميرمؤمنان عليه السلام عايشه را همراه برادرش عبدالرحمن ، سى تن از سربازان و بيست نفر از زنان قبيلهء « عَبْدُالْقَيسْ » و « هَمْدان » براى مراقبت از وى به جانب مدينه روانه كرد . آنان كمال خدمت و احترام را از او به عمل آوردند . « 2 »
نكتهء قابل توجّه در اين رابطه مراقبت بيش از حد اميرمؤمنان از عايشه بود تا مبادا در اين جريان آسيبى به او برسد . علّت اين امر ممكن است احترام ازمقام همسرى رسول خدا صلى الله عليه و آله و نتيجهء احترام ازمقام رسالت باشد . علاوه بر آن امام عليه السلام از اين بيم داشت كه ريختن خون او فتنهاى شبيه قتل « عثمان » بر پاشود چنان كه عمروعاص پس از پايان جنگ به عايشه گفت :
اى كاش در جنگ كشته شده بودى ! وقتى عايشه علّتش را سؤال كرد ، گفت : اگر كشته مىشدى تو به بهشت مىرفتى و ما اين مسأله را مهمترين وسيله براى حمله به على عليه السلام قرار مىداديم . « 3 »
هامش
( 1 ) - 2 و 3 مراجعه شود به كامل بن اثير ، ج 3 ، ص 258 - 255 و تاريخ طبرى ، ج 4 . ص 544 - 534
( 2 ) - همان مدرك
( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 322