مىبينيم كه بدون مشورت ما بيت المال را به طور مساوى تقسيم مىكنى . . . عاملى كه ما را رنجانده است مخالفت تو با روش عمر بن خطاب است . او در تقسيم بيت المال سابقهء افراد را در نظر مىگرفت ولى تو امتياز ما را ناديده گرفته ، ما را در رديف بقيهء مسلمانان قرار دادهاى ، در صورتى كه اين اموال با شمشيرها و جانبازيهاى ما به دست آمده است . »
اميرمومنان عليه السلام فرمود :
« اما مسألهء مشورت در امور خلافت ، من كه به خلافت رغبتى نداشتم ، شما بوديد كه مرا به سوى آن خوانديد . من نيز از اختلاف و پراكندگى مسلمانان بيم كردم و اين مسؤوليّت را پذيرفتم و با مراجعهء به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله حكم هر مسأله و حادثهاى رابه دست آوردم و در اين موردنيازى به مشورت با شما نداشتم ؛ بلى ! اگر امر مهمّى پيش بيايد كه حكم آن درقرآن و سنّت نباشد و خود را محتاج مشورت ببينم ، با شما مشورت خواهم كرد .
اما مسأله تقسيم بيت المال ، اين نيز روش اختصاصى من نيست . در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله ديديم كه او بيت المال را به طور مساوى تقسيم مىكرد .
علاوه بر اين ، حكم مسأله در قرآن نيز آمده است . اين قرآن كه در پيش روى شماست و هيچ سخن باطل در آن راه ندارد ما رابه مساوات برابرى دعوت ، و هر گونه امتياز بى جا را لغو مىكند .
اما اين سخن كه بيت المال با شمشيرهاى شما به دست آمده است . در گذشته نيز كسانى بودند كه با جان و مال خود ، اسلام را يارى كردند ؛ ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله در تقسيم بيت المال براى هيچيك از آنان امتيازى قائل نشد . . . . » « 1 »
طبرى مىنويسد :
« طلحه چون از هر نوع امتيازى محروم و مأيوس شد اين مثل را گفت : ما از اين كار ، بيش از آنچه سگ بو مىكشد بهرهاى نداريم . » « 2 »
طلحه و زبير كه از يكسو از رسيدن به هر گونه مقام و امتيازى نااميد شدند و از سوى
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 42 - 40
( 2 ) - ما لَنا مَنْ الامْرِ الا ؟ ؟ ؟ ؟ انْفِ الكَلْبِ . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 429