تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
باند اموى نيز فرصت را مغتنم شمرده و از ابتداى كار ، در تحكيم موقعيّت خويش از هيچ چيز فرو گذار نكردند . ابوسفيان در به دو حكومت عثمان ، به امويّان سفارش كرد : « اى بنى اميّه ! حكومت را بسان توپى دست به دست بگردانيد . . . من هميشه آرزومند بودم كه حكومت به شما تعلق گيرد و به كودكانتان به ارث رسد . » بنى اميّه به توصيّه ابوسفيان ، بر آن شدند تا با نفوذ هر چه به داخل دستگاه حكومت ، خلافت را به سلطنت مبدل كنند ، تا موروثى ساختن آن در خانوادهء اموى ، ميسّر گردد .

بيت المال مسلمانان

اموال فراوان كه به عنوان خراج و غنيمت ازمناطق تازه فتح شده به طرف مركز خلافت اسلامى مىآمد ، امتيازى بود كه موقعيّت خليفه سوّم را از دوران خلفاى پيشين جدا مىكرد . خليفه خود را مجاز مىديد در آنها به ارادهء خود تصرّف كند . خويشان ، اقوام ، اعيان قريش و برخى از اعضاى شورى از اين اموال به بخشش برخوردار مىشدند . استانداران و واليان نيز در سرزمين پهناور خلافت اسلامى بدين روش عمل مىكردند . « 1 » مسعودى مىنويسد : « هنگامى كه عثمان كشته شد ، صد و پنجاه هزار دينار طلا و يك مليون درهم از اموال شخصى خود بجاى گذاشت ، و ارزش باغهاى او در « وادى الْقرى » و « حُنُيْن » و جاهاى ديگر ، صدهزار دينار طلا بود و داراى گلّه هايى از شتر و اسب بود . » « 2 » عثمان طلاها و نقره‌هاى بسيارى كه حاكم بصره از بيت المال به نزد او آورده بود ، با ظرف ، بين زنان و فرزندان بنى اميه تقسيم كرد . « 3 » تمام غنائمى را كه بالغ بر دو ميلون و پانصد و بيست هزار دينار بود عَبْدُاللّهِ بْنِ ابى سَرْح ،
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 343 - 341 ( 2 ) - همان مدرك ، 332 ( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 199
تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 45 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى