درس 4 از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله تا خلافت ظاهرى
« 3 » : امام عليه السلام و مشكلات علمى و سياسى ابوبكر
ابوبكر در مشكلات علمى و حتب سياسى دست نياز به سوى امام عليه السلام دراز نموده از وى كمك مىگرفت و اين خود حاكى است كه امام عليه السلام آگاهترين فرد به كتاب و سنت و مصالح سياسى اسلام بوده است ، اينك براى نمونه به دو مورد آن اشاره مىكنيم .
1 - خليفه در اجراى فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله ( نبرد با روميان در ترديد بود . با گروهى از صحابه مشورت كرد هر كدام نظرى دادند . سرانجام نظر امام عليه السلام را خواست . آن حضرت ، وى را بر اجراى دستور پيامبر صلى الله عليه و آله تشويق كرد و افزود : « انْفَعَلْتَ ظَفَرْتَ » « 1 » اگر اقدان كنى پيروز خواهى شد . خليفه نيز اقدام كرد .
2 - مردى كه شراى خورده بود ، پيش خليفه آورده شد . وى ادعا كرد كه از تحريم شراب آگاه نبودم و در محيطى پرورش يافتهام كه تاكنون شراب را حلال مىدانند . خليفه متحيّر ماند چه كند . فوراً كسى را به حضور امام عليه السلام فرستاد و حلّ مشكل را از او خواست . « 2 »
تعيين جانشين
عمر در انتخاب ابوبكر براى خلافت كوششهاى فراوانى كرد ، و انگيزهاش اين بودكه پس از وى ، مقام خلافت از آن او باشد . ابوبكر نيز بر خلاف خواستهء او عمل نكرد ، و در بستر بيمارى عثمان را احضار كرد و گفت : بنويس : اين عهدنامهء ابوبكر جانشين محمد صلى الله عليه و آله رسول خدا به مسلمانان است . . . سخن به اينجا كه رسيد بيهوش شد . عثمان به گمان اينكه خليفه در گذشته است ، عهدنامه را چنين تكميل كرد : « پس از خود عمر بن خطاب را
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 132
( 2 ) - كافى ، ج 2 ، حديث 16 و ارشاد مفيد ، ص 107 ، امام بدين گونه حلّ مشكل كرد كه بايد دو نفر وى را در مجالس عمومى ببرند و از آنان بپرسند كه آيا آيه تحريم شراب را براى اين مرد تلاوت كردهاند يا خير در صورت مثبت بودن جواب بايد حدّ بخورد والّا بايد او را توبه داد . خليفه چنين كرد و سرانجام آن مرد آزاد شد