حضرت است كه تمام مورخان آن را ثبت كردهاند .
على عليه السلام با جانبازى خويش ، جان پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله را - كه دليران قريش تصميم گرفته بودند وى را در آن شب بكشند و بدين منظور خانهء آن حضرت را محاصره كرده بودند - حفظ كرد و خطرها و پيامدهاى آن را بر خويش هموار ساخت .
اين فداكارى چندان مهم و ارزنده بود كه خداوند - طبق آنچه از روايات متعدّد استفاده مىشود - آيهاى در اين مقام فرو فرستاد :
« وَ مِنَ النّاسِ مَن يَشترى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفُ بِالعِبادِ » « 1 »
يعنى برخى از مردم جان خود را در راه رضايت خداوند مىفروشند و خدا بر بندگان ، مهربان است .
3 - از هجرت تا رحلت : على عليه السلام امين رسول خدا صلى الله عليه و آله
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از اينكه مأمور شد به مدينه هجرت كند ، در بين افراد خانواده و قبيلهاش كه كسى را امينتر از على عليه السلام پيدا نكرد ، از اينرو او را جانشين خود فرمود تا امانتهاى مردم را - كه در دست آنحضرت بود - به صاحبانش بازگرداند و قرضهايش را ادا كند و دختر گراميش ، حضرت فاطمه عليه السلام و برخى ديگر از زنان را به مدينه آورد .
حضرت على عليه السلام پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله - براى انجام دادن سفارشات آن حضرت - سه روز در مكّه ماند ، سپس به همراه فاطمه مادر خود و فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه دختر زبير و برخى ديگر ، با پاى پياده به سوى مدينه راه افتاد و در « قبا » « 2 » به پيامبر صلى الله عليه و آله ملحق شد .
وقتى ديدگان رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام افتاد ، ديد پاهاى آن حضرت - در اثر پياده روى زياد - تاول زده و خون از آن مىچكد . در حالى كه اشك از ديدگانش مىريخت ، على عليه السلام را در آغوش گرفت و براى وى دعا كرد ، آنگاه از آب دهان مبارك بر پاى على عليه السلام كشيد و
هامش
( 1 ) - بقره ، آيه 207
( 2 ) - قبا در دو فرسخى مدينه و محل سكونت قبيله بَنى عَمر وبن عَوف بود ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 301 )