تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
واقعهء عاشورا بود . امّا آنان حدود سه سال به طور مخفيانه ، براى انتقام خون امام‌حسين عليه السلام فعّاليّت مىكردند و به جمع عِدّه و عُدّه پرداختند تا سال 64 كه يزيدبن‌معاويه به هلاكت رسيد . چون يزيد از ميان رفت ، شيعيان به نزد سليمان رفتند و گفتند : آن ديو نابكار به هلاكت رسيده و حكومت آنان سست و متزلزل شده است . اكنون بهترين موقعيّت براى قيام است آنان پيشنهاد دادند كه ما استاندار كوفه را ، كه در آن زمان عمرو بن حريث بود و سمت قائم مقام ابن‌زياد را در كوفه داشت ، خلع و ، قيام خود را از كوفه آغاز مىكنيم و قاتلين حسين عليه السلام را تعقيب و به سزاى اعمالشان مىرسانيم . حكومت را به خاندان پيامبر ( ص ) ، كه احق و اولى بر آنند ، باز مىگردانيم و زمام امر را ، كه دستشان از آن كوتاه بود ، بديشان مىسپاريم . سليمان گفت : نه عجله نكنيد ، من در اين زمينه ، بسيار انديشيده‌ام . قاتلان حسين عليه السلام اشراف و اعيان كوفه‌اند و دليران عرب با آنان همراهند ؛ همه دستشان به خون حسين آغشته است و بايد از آنان انتقام گرفت . امّا شروع اين كار از كوفه صلاح نيست ؛ زيرا آنان بر ضدّ شما قيام خواهند كرد و كار دشوار خواهد شد . من دربارهء پيروان خود و ياران ، بررسى كرده‌ام . اكنون تعداد ما اندك است و دشمن بسيار ؛ اگر الان قيام كنيم ، يك لقمهء آنان خواهيم شد و مانند يك شتر قربانى كار ما را يكسره مىكنند . پس بهتر اين است كه ما دعوت خود را گسترش دهيم و مردم اطراف و اكناف را به يارى خود دعوت كنيم و شيعيان و ديگران را به گرد خود آوريم و آن گاه وارد عمل شويم . « 1 »
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 160 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 558 - 559 .