« نهضت سياه جامگان خراسان عليه مظالم و تبعيضات اموى به نام اسلام و عدل اسلامى آغاز گشت ، نه به نام ديگر . داعيان و نقيبان عبّاسيان كه مخفيانه به دعوت مىپرداختند ، دم از عدالت اسلامى مىزدند و مردم را به « الرّضا من آل محمّد » مىخواندند . « 1 »
از طرف صاحبان دعوت ، براى مردم خراسان پرچمى به رنگ سياه رسيد كه نامش مخفى نگه داشته مىشد و بر آن ، اين آيهء مباركه نوشته شده بود :
« اذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِا نَّه مْ ظُلِمُوا وَ انَّ اللَّهَ عَ لى نَ صْر هِمْ لَقَديرٌ » « 2 »
به ستمديدگان اجازهدادهشد كه ( با ستمكاران ) بجنگند و خداوند بر يارى آنان قادراست .
در آغاز نهضت ، نه نام آل عبّاس در ميان بود و نه نام ابومسلم و نه قوميّت ايرانى و نه نامى ديگر ، جز نام اسلام و قرآن و اهل بيت عليهم السلام و عدل و مساوات اسلامى ؛ و هيچ شعارى در بين نبود ، جز شعارهاى مقدّس اسلامى . در يكى از سفرها كه داعيان عبّاسى به مكّه آمدند و با ابراهيم امام ملاقات كردند ، او ابومسلم را كه هيچ معلوم نبود چه كسى است ، اهل كجا است ، عرب است يا ايرانى ، معرّفى كرد و چون ابومسلم در خراسان ظهور كرد ، به نام « ابومسلم خراسانى » معروف شد .
برخى تاريخنويسان ايرانى اخيراً كوشش دارند كه همهء موفقيتهاى قيام سيهجامگان را مرهون شخصيّت ابومسلم معرفى كنند . شكّى نيست كه ابومسلم سردار لايقى بود ، ولى آنچه زمينه را فراهم كرد چيز ديگرى بود . گويند : ابومسلم در مجلس منصور ، دومين خليفهء عبّاسى ، آنگاه كه
هامش
( 1 ) - خدمات متقابل اسلام و ايران ، مرتضى مطهرى ، ج 2 ، ص 404 .
( 2 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 39 .