است . سپس آهنگرى آوردند تا آن تير را از پيشانىاش خارج سازد ، امّا جان او نيز با آن خارج شد . يارانش بدن او را وسط جوى آبى دفن كردند و آب را روى آن جريان دادند ( تا دشمن جاى دفن بدن را نداند . ) امّا فرداى آن روز ، جوانى سندى ، كه در آن جمع بود ، نزد يوسفبنعمر رفت و محلّ دفن او را به آنان خبر داد . يوسفبنعمر هم بدن او را از خاك بيرون آورد و تا چهار سال آن را بالاى دار آويخت تا دستور داد آن را پايين آوردند و به آتش سوزاندند و خاكسترش را به باد دادند . خدا قاتلش و كسانى كه او را يارى نكردند لعنت كند . به خدا شكايت مىكنم از آنچه بر ما خاندان پيامبرش پس از او رسيده است و در برابر دشمنانمان از او كمك مىخواهيم و او بهترين پشتيبان است « 1 »
سليمانبنخالد از شاگردان امام صادق عليه السلام و از همرزمان زيد عليه السلام بود .
او به نهضت زيد عليه السلام پيوست و يوسف بن عمر شخصاً انگشتان او را قطع كرد . « 2 » سليمان مىگويد : « روزى امام صادق عليه السلام ، از من پرسيد : با عمويم چه كرديد ؟ !
گفتم : ياران او جسدش را حفظ كردند و سپس ( شبانه ) آن را در كنار فرات دفن كرديم . امّا دشمن جسد را كشف كرد و آن را به آتش كشيدند .
امام عليه السلام فرمود : كاش بدن را با آهنى سنگين مىكرديد و به رود فرات مىانداختيد ( تا دشمن به بدن او دست نيابد . ) صلوات خدا بر او و لعنت بر قاتلانش باد . » « 3 »
هامش
( 1 ) - الامالى ، شيخ صدوق ، ص 392 ؛ بحارالانوار ، ج 46 ، ص 172 ، تنقيحالمقال ، حرف « زى » .
( 2 ) - جامعالرواة ، محمدبنعلى اردبيلى ، حرف « س » .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 205 .