خواست .
همچنين آن حضرت براى زيد دعا مىكرد و مىفرمود :
« اللَّهُمَّ اشدُد ازْرى بِزَيْدٍ » « 1 »
خدايا ، پشت مرا به زيد قوى گردان .
مردى از اصحاب امام صادق عليه السلام با نام معلّى مىگويد : « خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بوديم ، ناگاه زيد وارد شده با دو دستش دو طرف در اتاق را گرفته بود . امام با لحن محبّتآميزى ، به وى فرمودند : « عمو جان ، تو را در پناه خدا قرار مىدهم كه همان شخصى باشى كه در كناسه به دار آويخته مىشود . » مادر زيد ، اين سخن را شنيد و گفت : اين سخن را از روى حسد گفته است . امام فرمود : « اى كاش از روى حسد بود . » و سه بار تكرار نمود . سپس امام به سرگذشت قيام و شهادت زيد اشاره كرد و فرمود : « پدرم از جدّم ، خبر داد كه فرمود : مردى از فرزندانم به نام زيد عليه السلام قيام مىكند ، در كوفه به شهادت مىرسد ، در كناسه او را به دار مىزنند ، بدن او را از قبر بيرون مىآورند . سپس امام ، بقيهء حديث را ، كه در عظمت مقام زيد است ، بيان نمود و اضافه كرد : براى روح او ، درهاى عالم بالا گشوده مىشود و فرشتگان آسمان از روح او شاد مىشوند . » « 2 »
هامش
( 1 ) - الاغانى ، ابوالفرج الاصفهانى ، ج 24 ، ص 106 ؛ الغدير ، ج 3 ، ص 70 .
( 2 ) - عن معمرٍ ، قالَ : « كُنتُ جالساً عِندَ الصّادِق ، جعفرِبنمحمدٍ عليه السلام ، فجاءَ زَيدُبنعلىِّبنالحسينِ عليه السلام فَاخَذَ بَعضادَتَى البابِ فقالِ لَهُ لصَّادقُ عليه السلام : يا عَمِّ ، اعيذُكَ بِاللّهِ ان تَكونَ المَصلُوبَ بِالكُناسَةِ . فقالَت لَهُ امُّ زيدٍ : واللّهِ ما يَحْملكَ على هذا القولِ غَيرَ الحَسَدِ لِابنى . فقال : يا لَيْتَةُ حَسَداً ، يا لَيتَهُ حَسَداً ، يالَيْتَة حَسَداً ، ثَلاثاً ، ثُمَّ قال : حَدَّثنى ابى عن جَدّى عليه السلام : انّه يخرج من وُلْده رجُلٌ يُقالُ لَهُ زيد يُقتَل بِالكوفة و يُصْلَب بِالكُناسةِ يُخْرَجُ مِن قَبرِهِ نبشاً ، تُفَتَّحُ لِروحِهِ ابوابُ السَّماءِ يَبْتَهجُّ بِهِ اهلُ السَّمواتِ . » ( بحارالانوار ، ج 46 ، ص 168 ؛ الامالى ، شيخ صدوق ، ص 40 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، حرف « ز » ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 196 . )