تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كوفه مجدّداً سنگربندى شد و چهرهء يك شهر جنگى به خود گرفت . مختار تمام اين تحرّكات و برنامه‌ها را زير نظر داشت و تصميم به مقابله گرفت . وى احساس كرد كه دشمن كاملًا منسجم شده و خطرناك است . شورشيان در غيبت ابراهيم ، حدّاكثر استفاده را مىبردند . از اين رو ، عجولانه در غياب ابراهيم و نيروهايش ، تصميم به قيام در مقابل مختار گرفتند . بنابراين ، مختار دستور داد هر چه سريع‌تر ابن اشتر با لشكر قريب به هفت‌هزار نفرىاش ، كه در خارج از شهر در منطقهء حمّام اعين ، اردو زده و آمادهء مقابله با لشكر شام بودند به شهر بازگردند . او شخصى به نام عمروبن‌ثوبه را با نامه‌اى به سراغ ابراهيم فرستاد . اين جمله در نامه ذكر شده بود : « ابراهيم ، به مجرّد رسيدن نامهء من ، بدون درنگ ، با نيروهايت به كوفه بازگرد ! » مختار ، كه در دارالاماره مستقر بود و نيروهايى را در اطراف قصر و در اطراف شهر داشت ، دشمن را سرگرم مىكرد تا نيروهاى ابراهيم برسند . امّا مراكز حسّاس شهر در دست شورشيان بود و از هر طرف ، مختار و يارانش در محاصرهء دشمن تحت فشار بودند . شورشيان نيز در آماده باش كامل به سر مىبردند و هر آن ممكن بود حملهء همه‌جانبه‌اى را آغاز كنند و انقلاب نوپاى مختار را در هم بشكنند كه ناگهان خبر رسيد ابراهيم و نيروهايش وارد شهر شدند .

سركوب شورش

خبر بازگشت فرماندهء ارتش انقلاب موجىاز شادى در دل مختار و شيعيان ايجاد كرد و وحشتى سخت در دل منافقان كوفه و شورشيان انداخت . ابراهيم فاصلهء چند فرسخى بين اردوگاه و كوفه را به سرعت طى