بود ، در جريان شورش استاندار ابنزبير در مقابل مختار نيز از فرماندهان او بود و با مختار جنگيد . سپس با مسلّطشدن مختار ، خود را طرفدار او وانمود كرد ، امّا به شدت ، در پى ضربهزدن به انقلاب او بود .
سران كوفه و ضدّ انقلاب در خانهء شبث ، تشكيل جلسه دادند و به طرح توطئه و شورش عليه مختار دست زدند . طبرى مىگويد : شبثبنربعى ، همراه با سه تن از قاتلان امام حسين عليه السلام كه عبارت بودنداز :
شمربنذىالجوشن ، محمّدبناشعث و عبدالرّحمنبنسعيد ، به خانهء كعببنابىكعب - كه از اشراف كوفه بود - رفتند و او را به قيام بر ضدّ مختار تحريك نمودند . در آن جلسه ، عبدالرّحمن پيشنهاد كرد : نظر من اين است كه عجله نكنيد ؛ يكى بهدليل آن كه به اين جمع اعتمادى نيست ، دوم آن كه بزرگانى همچون ابناشتر و سران مخلص شيعه با مختارند و سوم آن كه موالى و بردگان و مردم طبقهء سه كوفه حامى سرسخت مختارند . بنابراين ، نبايد در قيام ، عجله كرد ، بگذاريد مختار به جنگ حكومت شام برود و از لشكر ابنزياد ضربه بخورد و ما در موقع مناسب ، وارد عمل مىشويم و از پشت به او خنجر مىزنيم . اين كار از هر جهت ، به نفع ما است . و اضافه كرد : اگر الآن شروع كنيد ، شكست شما محتمل است . مختار مردى جنگديده و با تجربه است . او با شجاعت عرب و كينهء عجم با شما خواهد جنگيد . امّا سران مغرور منافق ، سخن عبدالرّحمن را رد كردند و تصميم به شورش بر ضدّ مختار گرفتند . « 1 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 44 - 45 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 231 - 232 .