مسلم حركت كرد . امّا با دگرگونى اوضاع كوفه و تسليم مردم در مقابل ابنزياد ، دوباره به كوفه بازگشت .
ابنزياد دستور داد كه دعوتكنندگان امامحسين عليه السلام و حاميان مختار با او بيعت كنند ، و گرنه دستگير واعدام مىشوند . ابناثير نوشته است :
هنگام دستگيرى مسلم و هانى ، مختار در كوفه نبود و او براى جذب نيرو به اطراف شهر رفته بود و وقتى خبر ناگوار دستگيرى مسلم را شنيد ، با جمعى از افراد و يارانش به كوفه آمد . در ورودى شهر ، با نيروهاى مسلّح ابنزياد برخورد كرد و در پى يك گفتوگوى لفظى شديد بين آنان و مختار و افرادش ، درگيرى پيش آمد و فرماندهء آن گروه مسلّح كشته شد و افراد مختار متفرق شدند ؛ زيرا مقاومت را به صلاح نديدند . مختار از آنان خواست محل را ترك گويند تا ببينند چه پيش خواهد آمد . « 1 »
طبرى مىنويسد : مختار و عبداللَّهبنحارث با مسلم قيام كردند و هر كدام يك پرچم در دست داشتند ؛ پرچم مختار سبز رنگ و پرچم عبداللَّهبنحارث سرخ رنگ بود و لباس سرخرنگى به تن داشت . مختار پرچم خود را بر در خانهء عمروبنحريث كوفت و گفت : « آمدهام كه عمرو را حفاظت كنم . » ابنزياد پس از مسلّطشدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانى ، به شدّت در جستوجوى مختار بود و براى دستگيرى او جايزهاى معيّن كرد . « 2 » او همچنين اعلام كرد كه عمروبنحريث به عنوان نمايندهء او به مسجد كوفه برود ، پرچم سفيدى نصب كند و اعلام نمايد كه هر كس خود را تسليم كند و زير آن پرچم برود جانش در امان است و مورد عفو قرار
هامش
( 1 ) - كامل ابناثير ، ج 4 ، ص 169 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 381 ؛ كاملابن اثير ، ج 4 ، ص 36 .