موقع مرگ او ، من خودم چشم او را بستم و غسلش دادم و كفنش كردم و بر او نماز خواندم و بدنش را به خاك سپردم . « 1 »
محمد حنفيّه پس از شهادت حجر الاسود ، هرگز ادعاى امامت نكرد و مطيع محض امام عليه السلام بود ، امّا پس از وفاتش ، گروهى معتقد شدند كه محمد زنده است و در كوه رضوى غايب شده و او مهدى امّت است و ظهور خواهد كرد . اين گروه « كيسانيّه » لقب گرفتند .
با توجّه به روايات گذشته و ديگر منابع معتبر ، ائمه دين عليهم السلام به شدّت از اين انحراف جلوگيرى مىكردند و هر كس چنين ادّعايى داشت ، مرتد و خارج از دين محسوب مىشد . خوشبختانه ديرى نپاييد كه اين فرقه منقرض شد .
شايد دستهاى مرموز بنىاميّه و بنىعبّاس در رواج اين اعتقاد نقش مؤثّرى داشته است ، به ويژه بنىعبّاس كه قايل بودند امامت متعلق به محمد حنفيّه بود و پس از آن ، به فرزندش ، ابوهاشم ، منتقل شد و ابوهاشم اين منصب را به محمد بن على بن عبدالدين عباس ( پدر سفّاح و منصور - خليفهء عباسى ) واگذار نمود و او امامت را به ابراهيم امام سپرد و پس از مرگ ابراهيم ، امامت به سفّاح و منصور و سپس فرزندان آنان رسيده است . « 2 »
ب - نقش محمد حنفيّه در قيام مختار
محمد حنفيّه ، فرزند والامقام اميرالمؤمنين عليه السلام ، مهمترين نقش را در قيام مختار داشت . او در حقيقت ، رهبرى ظاهرى قيام و فرماندهى آنان را به
هامش
( 1 ) - رجال كشى ، ص 315 .
( 2 ) - تاريخ الاسلام ، حسن ابراهيم حسن ، ج 2 ، ص 10 .