گذشتگان ، كار بيشتر و حقوق كمتر داشتند ، با ديگران مساوى كرد و عرب را بر عجم ترجيح نداد و حقوق همه را يكسان و عادلانه به آنان برگرداند . « 1 »
دكتر فيّاض ، استاد تاريخ دانشگاه بغداد ، در اين زمينه مىگويد : « شايد در حركت مختار ، كه تندروهاى شيعه به آن پيوستند ، بيشترشان از مستضعفان در زمين بودند . » « 2 »
گويند : روزى مختار با مغيرة بن شعبه ، سياستمدار معروف اوايل عصر اموى و استاندار پيشين عراق ، از بازار كوفه مىگذشت . مغيره ، كه تا حدّى مردمشناس بود و روحيّهء مردم عراق ، به خصوص ايرانيان و علاقهء شديدشان را به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مىشناخت ، به مختار چنين گفت : « به خدا سوگند ، من مطلبى مىدانم كه اگر آدم باتدبيرى به آن متمسّك شود ، مردم هوادار او مىشوند و تا سر حدّجان از او پيروى مىكنند . » مختار پرسيد : اين مطلب چيست ؟ مغيره گفت : « دعوت آنان به يارى خاندان پيامبر عليهم السلام و خونخواهى آنان » . « 3 »
سياست ضدّ اسلامى بنىاميّه ، بهويژه در فاجعهء عاشورا ، عامل مهمّ تشكّل شيعيان و طبقهء محروم و سازمانيافتن آنان و قيام بر ضدّ بنىاميّه بود . مختار توانست از اين زمينهء مساعد نيروى فداكارى به وجود آورد . در مدّت كوتاهى ، با شعار خونخواهى امامحسين عليه السلام و يارانش ، ضرباتى كوبنده بر رژيم ضدّ اسلامى بنىاميّه وارد سازد و اگر مزاحمت و درگيرى با عبداللّهبنيزيد ، حاكم كوفه ، نبود ، در همان اوايل قيام ، مختار ريشهء اين
هامش
( 1 ) - ثورة الحسين ، محمد مهدى شمس الدين ، ص 274 .
( 2 ) - تاريخ الاماميه ، عبدالفياض ، ص 179 .
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 6 ، ص 387 .