علّامه مامقانى در دفاع از محمد حنفيّه و اقرار او به امامت امامحسن عليه السلام مىفرمايد :
مخالفت محمد حنفيّه با امامت امام سجّاد عليه السلام و ادّعاى امامت براى خود پيش از گواهى حجر الأسود نسبت به امامت امام سجّاد عليه السلام بود . امّا پس از شهادت حجر الأسود ، محمد نيز به امامت امام عليه السلام معتقد شد .
حتّى در بعضى از اين روايات آمده است كه پس از آنكه حجرالأسود شهادت داد ، محمد حنفيّه به پاى امام سجّاد عليه السلام افتاد و اظهار خشوع و خضوع كرد « 1 » و پس از آن ، ديگر ادّعايى ننمود . ماجراى روايت « شهادت حجر الاسود » را كلينى در اصول كافى آورده است . « 2 »
علّامه مجلسى نيز از ابن نما نقل كرده كه ابىبحير ، عالم اهواز ، معتقد به امامت محمد حنفيّه بود ، ولى وقتى كه ديد محمد حنفيّه براى امام احترام خاصّى قايل است و او را « سرور من » خطاب مىكند علّت را از او پرسيد . او ماجراى « شهادت حجر الأسود » را برايش تعريف كرد . « 3 »
فقيه بزرگوار ، علّامه ابن نما ، در مقدمهء ذوب النّضّار مىفرمايد : محمد حنفيّه از نظر سن و سال ، از امام سجّاد عليه السلام بزرگتر بود . او مطيع محض امام بود و اطاعت امام را برخود واجب مىدانست و احترامش به امام سجّاد همچون احترام عبد به مولاى خود بود . « 4 »
امام باقر عليه السلام فرمود : در بيمارى محمد حنفيّه ، من در كنارش بودم و در
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 115 .
( 2 ) - اصول كافى ، محمد بن يعقوب كلينى ، ج 1 ، ص 282 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 347 .
( 4 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 347 ، به نقل از ذوب النضار ، ابن نما ، ص 51 .