كه علّامه در قسمت اول كتاب خود ، از غير امامى نام نمىبرد ، هر چند از نظر وثاقت به حدّ اعلا و كمال رسيده باشد .
مرحوم مامقانى اضافه مىكند :
سيدبنطاووس نيز بر عمل به روايت مختار تصريح مىكند . وى در كتاب تحرير طاووسى ، پس از بيان اخبار مدح و ذم و جواب و ردّ اخبار مذمّت او . به دليل ضعف سند آنها ، چنين مىفرمايد : پس از بررسى ، در مىيابيم كه روايات مدح ترجيح دارد و بر فرض آن كه روايات ذم تهمت نباشد ، احتياج به دقّت نظر و تأمّل دارد . « 1 »
3 - سخن علا مه امينى ( ره )
علّامه امينى از مختار با اين الفاظ ياد مىكند : مرد هدايت ، قيامكننده ، مجاهد ، قهرمان و سلحشور . سپس به عنوان سؤال مىنويسد : « آيا نسبتهاى ناروايى كه دشمنانِ پست ، به دين و زندگى و قيام او دادهاند كافى نبود ؟ ! »
مرحوم علّامه با كلماتى رسا از مختار تجليل مىكند و مىفرمايد : « هر كه با ديدهء بصيرت و تحقيق بر تاريخ و حديث وعلم رجال بنگرد ، درمىيابد كه مختار از پيشگامان ديندارى و هدايت و اخلاص و نهضت مقدّس او تنها براى برپايى عدالت و ريشهكنكردن ملحدان و ظلم امويان بوده است ، قطعاً ساحت مختار از مذهب كيسانى به دور مىباشد و نسبتها و تهمتهاى ناجوانمردانهاى كه به او دادهاند ، حقيقت ندارد . و بىسبب نيست كه ائمهء هدى و پيشوايان ما همانند امامسجّاد و امامباقر و امام
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 206 ، واژهء « مختار » .