تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ايها الناس ! اگر شما در بين مشرق و مغرب مردى را جستجو كنيد كه از پيغمبر بوجود آمده باشد غير از من و برادرم نخواهيد يافت ، من با معاويه بيعت كردم گر چه ميدانم اين عمل براى معاويه اتمام حجت و متاعى است تا يك مدت معلوم .

[ نامه امام حسن عليه السلام به معاويه پس از شهادت حضرت امير عليه السلام ]

13 - در كتاب : كشف الغمه مينويسد : از جمله نامه‌هائى كه امام حسن پس از فوت حضرت امير در آن وقتى كه مردم با آن بزرگوار بيعت كرده بودند براى معاويه نوشت اين بود : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم از عبد اللَّه حسن بن امير المؤمنين بسوى معاوية بن صخر . اما بعد : خدا حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به جهت اينكه براى مردم عالم رحمتى باشد مبعوث كرد ، حق بوسيلهء آن حضرت ظاهر و باطل را بر طرف نمود ، اهل شرك را بواسطهء آن بزرگوار ذليل و عرب را عموما عزيز كرد هر كسى را كه خواست بوسيلهء آن حضرت مشرف نمود چنان كه ( در آيهء - 44 - سورهء زخرف ) ميفرمايد : آن براى ذكر تو و قوم تو مىباشد . هنگامى كه خداى مهربان حضرت محمّد را قبض روح كرد عرب بعد از آن بزرگوار در بارهء امر خلافت به نزاع پرداختند . گروه انصار گفتند : منا امير و منكم امير يعنى يك امير از ما و يك امير از شما . گروه قريش گفتند : ما دوستان و عشيرهء پيغمبر خدائيم ، در بارهء امر پيامبر خدا منازعه نكنيد ، آنگاه عرب دريافت كه اين مقام از گروه قريش است . اكنون مائيم كه دوستان و نزديكان حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميباشيم تعجبى ندارد ، زيرا اين نزاعى كه به غير حق در بارهء دين با ما ميكنى معروف است و اثر نيكوئى در اسلام باقى نميگذارد . وعده ما و تو نزد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 57 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى