تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
العجل ! العجل ! العجل ! و السّلام سپس شبث بن ربعى ، حجار بن ابجر ، يزيد بن حارث بن رويم ، عروة بن قيس ، عمرو بن حجاج زبيدى و محمّد بن عمرو تيمى براى امام حسين نوشتند اما بعد ؛ باغهاى ما سبز ، ميوه‌جات رسيده ، گياه زمين روئيده . درختان داراى برگ گرديده است . هر گاه ميخواهى بجانب لشكرى كه آماده و مجهز مىباشد بيا . سلام و رحمت و بركات خدا بر تو و بر پدرت باد !

[ نامه امام حسين عليه السلام به كوفيان ]

هنگامى كه كليهء فرستادگان كوفيان نزد امام حسين مشرف شدند و نامه‌ها را قرائت نمودند و امام عليه السّلام از فرستادگان از حال مردم جويا شد امام حسين نامه‌اى نوشت و به هانى بن هانى و سعد بن عبد اللَّه كه آخرين فرستادگان بودند داد كه مضمون آن اين بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم از طرف حسين بن على بسوى گروه مؤمنين و مسلمين . اما بعد ؛ هانى و سعيد نامه‌هاى شما را نزد من آوردند و آخرين نفر فرستادگان شما بودند كه نزد من آمدند . كليهء آنچه را كه شما شرح داده بوديد فهميدم . مقالهء اكثر شما اين بود كه ما امام نداريم . تو بسوى ما بيا شايد خدا ما را بوسيلهء تو به حق هدايت و نزديك نمايد . من برادر و پسر عم و شخصى كه از اهل بيت و مورد وثوق من است يعنى مسلم بن عقيل را بسوى شما ميفرستم . اگر مسلم براى من بنويسد كه آراء عموم و عقلاء و فضلاء شما متحد شده باشد ، همانطور كه فرستادگان شما آمدند و نامه‌هاى شما را قرائت نمودم من با خواست خدا به زودى بسوى شما ميايم . بجان خودم كه امام طبق دستور قرآن و عدالت قضاوت خواهد نمود . امام كسى است كه دين حق را پذيرفته و جان خود را براى دين زندانى كند و السّلام .