تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
خورد ، وقتى فراغت حاصل كرد من آب بدست مباركش ريختم . هنگامى كه دست خويشتن را شست صورت و ريش مقدس خود را با رطوبت دستهايش مرطوب نمود ؛ آنگاه يكطرف خانه مشغول به نماز شد . ( الى آخر حديث بيستم كه قبلا نوشتيم ) . 22 - نيز در همان كتاب از صادق آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : يكوقت جبرئيل بحضور پيامبر خدا نازل شد كه امام حسين در حضور آن حضرت بازى ميكرد . جبرئيل برسول خدا خبر داد : امت تو اين حسين را خواهند كشت ! پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شروع به جزع و فزع نمود ! جبرئيل به پيامبر خدا گفت : الساعه آن تربتى را كه امام حسين در ميان آن شهيد مىشود به تو نشان خواهم داد . آنگاه زمين ما بين مكانى كه رسول خدا نشسته بود تا كربلا به نحوى فرو رفت كه قطعه زمين مكان پيغمبر و قطعه زمين كربلا با يك ديگر متصل شدند و جبرئيل مقدارى از تربت امام حسين را برگرفت و برسول خدا داد سپس زمين به كمتر از يك چشم بهم زدن به حالت اوليهء خود بازگشت ! ! امام جعفر صادق عليه السّلام ميفرمايد : ( آصف بن برخيا كه ) يار حضرت سليمان عليه السّلام بود اسم اعظم خدا را خواند و زمين ما بين تخت حضرت سليمان و تخت بلقيس اعم از كوه و دشت به نحوى فرو رفت كه قطعهء زير تخت سليمان و قطعهء زير تخت بلقيس به يكديگر وصل شدند و تخت بلقيس كشيده شد . حضرت سليمان فرمود : به خيال من اين طور رسيد كه تخت بلقيس از زير تخت من خارج گرديد ! ! امام صادق عليه السّلام فرمود : سپس آن زمين سريعتر از يك چشم بهم زدن به حال خود بازگشت ! ! مترجم گويد : چون از حديث - 23 - الى حديث - 27 - مطالب احاديث سابق را تكرار مينمايند و خواننده را خسته ميكنند لذا ما از ترجمهء آنها خوددارى مينمائيم . 28 - نيز در كتاب كامل الزيارات از بريد عجلى روايت مىكند كه گفت :