خواهند كشت . زهراى اطهر نيز شروع بجزع و فزع كرد و اين سخن از برايش ناگوار شد ! سپس وقتى پيغمبر خدا آن بانوى بزرگوار را آگاه كرد كه مقام امامت نصيب فرزندان حسين مىشود قلب مباركش آرام گرفت ! ! 20 - نيز در كتاب نام برده از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : يكوقت پيغمبر اعظم اسلام نزد ما آمد ، در آن موقع ام ايمن مقدارى شير و كره و خرما براى ما فرستاده بود . ما از آن شير و كره و خرما به آن حضرت تقديم كرديم . وقتى آن بزرگوار مقدارى از آنها را خورد برخاست و در كنج خانه چند ركعتى نماز خواند . وقتى به سجدهء آخر رسيد بشدت گريان شد ! هيچ كدام از ما به جهت عظمت آن بزرگوار جرات نكرديم از سبب گريهاش جويا شويم ! امام حسين عليه السّلام در كنار آن حضرت ايستاد و گفت : پدر جان وقتى نزد ما آمدى بقدرى مسرور شديم كه براى هيچ موضوعى اين قدر مسرور نميشديم ، سپس گريان شدى و ما را مغموم نمودى ، براى چه گريان شدى ! ؟ فرمود : اى پسر عزيزم ! جبرئيل عليه السّلام نزد من آمد و گفت : شما همه شهيد خواهيد شد و قبور شما پراكنده خواهد بود . امام حسين عليه السّلام گفت : پدر جان كسى كه قبور پراكندهء ما را زيارت كند چه ثوابى خواهد داشت ! فرمود : پسر جان ! آنان گروهى از امت من ميباشند كه شما را زيارت ميكنند . ثواب ايشان اين است كه بايد از خدا خير و بركت بخواهند و بر من لازم مىشود كه روز قيامت نزد آنان بيايم و آنان را از هول و ترس قيامت كه به علت گناهان خود دارند نجات دهم و خداى رؤف ايشان را در بهشت ساكن نمايد .
21 - در كتاب كامل الزيارات از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : يك روز پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله نزد ما آمد ، ما غذائى بحضور آن حضرت تقديم نموديم . ام ايمن يك سينى خرما و يك كاسهء شير و سرشير براى ما آورد و ما آنها را بحضور پيامبر خدا تقديم نموديم ، آن بزرگوار مقدارى از آنها
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩