تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
معاويه گفت : گمان ميكنم كه حسن فرزندان صغيرى بجاى نهاده و مخارج زندگى براى آنان تأمينى نكرده ؟ ابن عباس گفت : آن كسى كه وكيل و سرپرست ايشان مىباشد غير از تو خواهد بود . و بقولى گفت : ما هم صغير بوديم و اكنون بزرگ‌شده‌ايم معاويه گفت : پس تو بزرگ اين گروه ميباشى ؟ گفت : آيا امام حسين عليه السّلام باقى نيست ! ؟ فضل بن عباس ميگويد : 1 -
اصبح اليوم ابن هند آمنا * ظاهر النخوة اذ مات الحسن
1 - يعنى امروز پسر هند جگر خوار ( منظور معاويه است ) در امان است . نخوت و خود پسندى را براى اين جهت اظهار مىكند كه امام حسن شهيد شده است . 2 - رحمت خداى بروان پاك امام حسن باد كه مدت طولانى پسر هند را محزون و با نشاط ميكرد . 3 - امروز كه بعد از فوت امام حسن است معاويه آزاد و راحت مىباشد . زيرا آن بزرگوار رهين حوادث روزگار قرار گرفت . 4 - اى پسر هند ! از امروز ببعد و بخور و بچر و در امان باش ! ولى شكى نيست كه چاق شدن گوره‌خر را سقط خواهد كرد ! 29 - نيز در همان كتاب ميگويد : هنگامى كه امام حسن عليه السّلام مشرف به مرگ شد امام حسين به وى فرمود : مايلم از حال تو آگاه باشم ؟ امام حسن فرمود : از جدم پيغمبر خدا شنيدم ميفرمود : تا روح در بدن ما اهل بيت باشد عقل از ما مفارقت نخواهد كرد . دست خود را ميان دست من بگذار تا موقعى كه ملك الموت را معاينه كردم دست تو را فشار دهم . هنگامى كه امام حسين دست خود را در ميان دست آن حضرت نهاد بعد از ساعتى دست امام حسين را آهسته فشار داد و امام حسين گوش خود را نزديك دهان آن حضرت آورد . امام حسن به وى فرمود : ملك الموت به من ميگويد : مژده باد تو را ! زيرا خدا از تو راضى و جدت پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شفيع تو مىباشد . امام حسين موقعى كه جنازهء امام حسن را در ميان لحد نهاد اين اشعار را خواند :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 172 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى