تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
فرمود : وقتى امام حسين تصميم گرفت جنازهء امام حسن را نزد پيامبر اكرم اسلام دفن نمايد و گروهى را جمع كرده بود مردى گفت : از امام حسن شنيدم ميفرمود : به امام حسين بگوئيد : براى من خونى را نريزد ! اگر اين وصيت نبود امام حسين دست بر نمىداشت تا جنازهء آن حضرت را نزد پيغمبر خدا به خاك بسپارد . امام صادق عليه السّلام فرمود : اول زنى كه بعد از پيغمبر خدا بر استر سوار شد عايشه بود كه وارد مسجد شد و نگذاشت جنازهء امام حسن را نزد رسول خدا به خاك بسپارند . 21 - در كتاب عدد ميگويد : امام حسين عليه السّلام همه شب جمعه قبر امام حسن را زيارت ميكرد . 22 - در كتاب امالى شيخ طوسى روايت مىكند كه امام حسين عليه السّلام در آن مرضى كه امام حسن از دنيا رفت نزد امام حسن آمد و به آن حضرت فرمود : حال خود را چگونه مىبينى ؟ فرمود : خود را در اولين روز آخرت و آخرين روز دنيا مىبينم . بدان كه من بر اجل خود سبقت نخواهم گرفت . بر پدر و جدم وارد ميشوم در حالى كه فراق تو و برادران تو و محبين را دوست ندارم . آنگاه فرمود استغفر اللَّه و اتوب اليه از اين سخنى كه گفتم . بلكه محبت ملاقات رسول خدا ، پدرم على بن ابى طالب ، مادرم زهراء ، حمزه و جعفر عليهم السّلام را دارم . خدا جبران هر هلاك شده را مىكند و به هر مصيبتى تعزيت ميگويد و هر فوت‌شده‌اى را درك مينمايد . اى برادر ! من جگر خود را در ميان طشت ريخته‌ام ، من ميدانم چه كسى اين عمل را با من انجام داده و از كجا آمده . اى برادر ! تو با او چه خواهى كرد ؟ امام حسين فرمود : به خدا كه او را خواهم كشت . فرمود : من تو را از او آگاه نخواهم كرد تا اينكه پيغمبر خدا را ديدار نمايم . اى حسينم ! اكنون وصيت نامهء مرا بنويس : اين وصيت نامهء حسن بن على است كه براى برادرش حسين نوشته . وصيت حسن اين است كه به يگانگى خدا شهادت ميدهد ، خدا را آن طور كه بايد و شايد