خويشتن برد تا وى را بر سر زانوى راست خود نشانيد . تا آنجا كه فرمود : اين حسن پسر من ، از من ، نور چشم من ، روشنى قلب من ، ميوهء دل من ، بزرگ جوانان ، اهل بهشت ، حجت خدا است براى امت ، امر او امر من ، قول وى قول من مىباشد . كسى كه تابع حسن گردد از من و كسى كه از فرمان او سرپيچ باشد از من نخواهد بود .
هنگامى كه من بحسن نظر كردم به ياد آن ذلتهائى آمدم كه بعد از من خواهد ديد ! وضع حسن همچنان خواهد بود تا اينكه بوسيلهء زهر كشته خواهد شد . در همان موقع است كه ملائكه و آسمانهاى هفتگانه براى شهادت او گريان ميشوند و هر چيز براى مظلوميت حسن گريه ميكنند ، حتى پرندگان هوا و ماهيان دريا . هر كسى براى حسنم گريه كند چشمش در آن روزى كه كليهء چشمها كور ميشوند كور نخواهد شد . كسى كه براى او محزون گردد قلبش در آن روزى كه همهء قلبها محزون ميشوند محزون نخواهد شد . هر كسى حسنم را در بقيع زيارت كند قدم او در آن روزى كه قدمها در صراط ميلغزند لغزش نخواهد يافت .
17 - نيز در همان كتاب از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : در آن بينى كه من و فاطمه و حسن و حسين در حضور پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله بوديم ناگاه آن حضرت متوجه ما و مشغول گريه شد ! من گفتم : يا رسول اللَّه ! چه باعث گريهء شما شد ؟ فرمود : براى آن ظلم و ستمهائى كه بعد از من بشما ميرسد گريان شدم . گفتم : كدام ظلم و ستمها ! ؟ فرمود : گريه ميكنم براى آن ضربتى كه بر فرق تو خواهد رسيد و آن سيلى كه بر صورت فاطمه خواهد خورد و آن خنجرى كه بران حسن فرو ميرود و زهرى كه مىخورد و شهيد شدن حسين .
حضرت امير ميفرمايد : اهل بيت همه گريان شدند ! من گفتم : يا رسول اللَّه ! آيا خدا فقط ما را براى بلاء آفريده است ؟
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 159
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٩