دلايل روشن الهى را در پرتو آيات آن توان ديد و تفسير احكام واجب او را مضمون آن بايد شنيد . حرامهاىخدا را بياندارنده است و حلالهاى او را رخصتدهنده . مستحبات را نماينده و شريعت را راهگشاينده و اين همه را با رساترين تعبير گوينده . با روشنترين بيان رساننده . سپس ايمان را واجب فرمود ، و بدان زنگ شرك را از دلهاتان زدود .
و با نماز خودپرستى را از شما دور نمود . روزه را نشان دهنده دوستى بىآميغ ساخت . و زكات را مايه افزايش روزى بى دريغ . و حج را آزماينده درجت دين . و عدالت را نمودار مرتبه يقين . و پيروى ما را مايه وفاق . و امامت را مانع افتراق . و دوستى ما را عزت مسلمانى . و بازداشتن نفس را موجب نجات ، و قصاص را سبب بقاى زندگانى . وفاى به نذر را موجب آمرزش كرد . و تمام پرداختن پيمانه و وزن را مانع كم فروشى و كاهش .
فرمود ميخوارگى نكنند تا تن و جان از پليدى پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند تا خويشتن را سزاوار لعنت نسازند . دزدى را منع كرد تا راه عفت پويند ، و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طريق يكتاپرستى جويند « پس چنان كه بايد ، ترس از خدا را پيش گيريد و جز مسلمان مَميريد ! » آنچه فرموده است بجا آريد و خود را از آنچه نهى كرده بازداريد كه « تنها دانايان از خدا مىترسند » . « 1 »
مردم ! چنانچه در آغاز سخن گفتم : من فاطمهام و پدرم محمد ( ص ) است « همانا پيمبرى از ميان شما به سوى شما آمد كه رنج شما بر او دشوار بود ، و به گرويدنتان اميدوار و بر مؤمنان مهربان و غمخوار » . « 2 »
اگر او را بشناسيد مىبينيد او پدر من است ، نه پدر زنان شما . و برادر پسرعموى من است نه مردان شما . او رسالت خود را به گوش مردم
هامش
( 1 ) - سوره فاطر ، آيه 28 .
( 2 ) - سوره توبه ، آيه 128 .