من اين كتاب را در كتابخانه ملك ديده بودم اما به اين روايت برخورد نكرده بودم . آن جوان را پس از آن هيچگاه نديدم !
اينها احاديثى است كه از وجود نازنين حضرت صديقه طاهره روايت شده ، اما از ميان احاديثى كه درباره آن حضرت آمده ، كداميك را بيشتر پسنديدهايد ؟
در تاريخ وارد شده كه وقتى شب زفاف حضرت صديقه طاهره با على ( ع ) فرا رسيد ، رسول خدا ( ص ) دست على و فاطمه را در دست هم نهاد و خطاب به على فرمود :
« يا عَلىُّ ، انْفِذْ ما امَرَتْكَ بِهِ فاطِمَةُ » « 1 »
يعنى اى على ، هر دستورى كه فاطمه به تو داد انجام بده ، اين روايت خيلى به دل من نشست .
روايت ديگر ، حديثى است كه علامه مجلسى در باب ميلاد رسول اكرم ( ص ) از محمدبن سنان روايت كرده است كه در خدمت حضرت جوادالائمه بودم و از اختلاف شيعيان در باب معرفت ائمه و حالات و صفاتشان صحبت به ميان آوردم ، حضرت فرمود : اى محمد ! همانا خداوند تبارك و تعالى هميشه و پيوسته در وحدانيت خود تنها و يكتا بود . آنگاه محمد و على و فاطمه سلام اللّه عليهم اجمعين را آفريد . آنان روزگارى طولانى در همان حالت بودند و سپس ديگر مخلوقات را آفريد ، آنان را بر آفرينش ايشان گواه گرفت . اطاعت از آنان را واجب نموده و امور موجودات را به اينان سپرد . « 2 »
اين روايت را از اين نظر دوست دارم كه در آن حضرت زهرا ، بهعنوان شاهد خلقت و آفرينش معرفى شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - ص 49 كتاب مقدمه مؤلف در چ دوم به نقل از تفسير روح المعانى ، ج 6 ، ص 154 .
( 2 ) - ص 135 كتاب به نقل از مرآة العقول ، علامه مجلسى ، ج 5 ، ص 190 .
( 3 ) - ما نيز به تأسى از استاد همين نام را براى معرفى اثر برگزيدهايم .