كه به بخشى از آنها اشاره مىكنيم و براساس آنها كتاب زهرا ( س ) مولود وحى را نيز مورد تحليل قرار مىدهيم :
1 - در اين شيوه لفاظى وجود ندارد و نويسنده به گفتگوى مستقيم با مخاطب نمىپردازد كه موجب ملال و دلزدگى شود ، بلكه تلاش مىشود تمامى احساسات عناصر داستان ، اعم از شادى و غم و وحشت و اطمينان و . . . به مطلوبترين وجهى به تصوير كشيده شوند . همچنان كه در اين كتاب شاهد اين وضعيت هستيم .
2 - در اين روش اصرارى بر عرضه تمامى معلومات نويسنده نيست ، بلكه اصرار به بيان مطالب ارزندهاى است كه براساس مستندات تاريخى و با زبانى همهپسند عرضه مىشود .
3 - براساس اين شيوه حوادث بهگونهاى دستهبندى مىشوند كه وقايع سرنوشتساز تنه داستان را بسازند و در سطحى مناسب و تأملانگيز مطرح شوند و وقايعى كه تنها خالق احساساتند ، نيز به قدر كافى مورد توجه قرار گيرند .
4 - براساس شيوه رماننويسى در ثبت وقايع تاريخى گفتگوى بين عناصر داستان گفتگويى منطقى ، مختصر و مفيد است و اغلب پيامى بزرگ و سترگ را در بردارد . توصيفات با تكلف و سختى همراه نيست و خواننده براى فهم آنها نيازمند هوش و ادراكى خارقالعاده نمىباشد . بلكه با درنظر گرفتن مؤلفههاى مكان و زمان ، تصويرى كاملًا قانع كننده و باورپذير را ارائه مىدهد .
5 - بر اين اساس ، بر عنصر دروغپردازى كه در اغلب رمانها يكى از شيوههاى جذب مخاطب است تأكيد نشده و جعل واقعيات رقم نخورده است ، بلكه از آنجا كه اين سبك نوشتهها از تراشههاى ذوقى و سلايق مطبوع نويسنده حكايت دارند ، پرداخت تازه و بديعى از حوادث تاريخ به شمار مىآيند .
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: حسين سروقامت
ص١١٧