بايستهها و شايستهها
قصهپردازى و داستانسرايى يكى از بهترين شيوههاى جذب مخاطب براى بيان پيامهاى ارزشمند شمرده شده است . قرآن كريم نيز در بسيارى از موارد براى القاى سخن خويش از زبان قصه بهره مىگيرد و داستانهاى گذشتگان را موجب عبرت هوشمندان مىداند . « 1 »
از سوى ديگر اقبال و توجه عمومى نسل جوان به رُمان و داستان بلند امرى است كه امروزه از ديد خبرگان فن پوشيده نيست . نوشتهاى كه در عناصر اصلى خويش همچون نمايشى شيوا و گويا پىريزى مىشود و همواره بيش از هر روش ديگرى برانگيزاننده احساسات ، هيجانات و عواطف بشرى است و بسترى مناسب براى اثرگذارى تلقى مىشود . در اثر حاضر نيز به هوشمندى ويژهاى برمىخوريم كه از جريانى زيبا ، رمانى جذاب و خواندنى ساخته است .
در اثر حاضر همچنين مختصات قصه به خوبى رعايت شده و شيوه معرفى شخصيتها و بطور كلى شخصيتپردازى نيز با مهارت صورت پذيرفته است .
نويسنده در اين ماجرا با عنايت به حس شيفتگى عموم به قصه هاو داستانها ، سعى كرده نكات پرورشى و تربيتى را به خوبى و زيركى در داستان خويش تعبيه نموده و بسان آموزشگرى كه در صدد مستقيمگويى در سخن خويش نيست ، لطايف و ظرايفى را با بيان شيواى خويش براى خواننده بازگو كند . اين عوامل باعث موفقيت كار شده و به اين كتاب ارزش و اعتبار بخشيده است .
شيوه رماننويسى در ثبت وقايع تاريخى خود داراى امتيازاتى است
هامش
( 1 ) - « لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاولِى الْالْبابِ » - سوره يوسف ، آيه 111 .