تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، چون قبل از اين بر صحيفهء ابلاغ و اظهار نگارش پذيرفت كه ارقام لازم الاحترام در باب تحقيق و تفتيش امور گرجيان به اسم امراى عظام عزّ صدور يافته در باب گوشمال زال ارسطاو و پاداش اعمال ناهنجار او منتظر تحقيق و تفتيش مىبودند تا آنكه ، امرا و حكام اطراف به عرض اقدس رسانيدند كه ارسطاو مشار اليه « 1 » محرك سلسلهء فتنه و فساد است . و اللّهويردى خان مصاحب و قوللرآقاسى و سردار عساكر فيروزى مآثر نيز مردم معتمد كاردان به جهت تفتيش و تحقيق امور مزبور « 2 » به صوب ولايت گرجستان فرستاده بعد از تحقيق به عرض رسانيد كه آن مردود مطرود « 3 » سلسلهجنبان آن شرّ و شور « 4 » و فتنه و فتور شده بوده و حقيقت غدر و مكر و كفران نعمت آن مردود بداختر بر مرآت خاطر انور خاقان بحر و بر پرتوافكن گرديده رقم اشرف در باب دفع و رفع آن مطرود بدگوهر به اسم شاهنواز خان والى ولايت گرجستان « 5 » به عزّ نفاذ رسيد . و شاهنواز خان مشار اليه ، اوتاربيك همشيرهزاده خود را كه برادرزادهء ارسطاو مذكور بود با چند نفر از برادرزادگان و اقوام ارسطاو به اين خدمت مأمور نمود . و جماعت مذكور را از راه اينكه چون شاهنواز خان به « 6 » علّت برادرزادگى ارسطاو با ايشان در مقام عناد بوده روانهء قراقلخان شدهاند و مشار اليه مقدّم ايشان را گرامى [ 173 ] شمرده سهراب و ولد و شلواى داماد خود را روانهء گرجستان كاخت مىنمايد كه مردم آن حدود را جمع نموده نزد مشاراليه آوردند و مقارن آن اوتار بيك مذكور كه در كمين فرصت بوده دست و تيغ جرأت به قتل وى گشوده آن خار مردم آزار را از سر راه دولت پايدار بر مىدارد . و اين سانحهء عظمى كه بنا بر صعوبت ممر و مدخل قراقلخان در نظر مردم روزگار بسيار دشوار بود به ميامن اقبال « 7 » بىزوال خاقان كامكار به اسهل وجوه روى نمود . و چون شاهنواز خان صورت حال را به عرض شهريار
هامش
( 1 ) . الف ، ب : كه آن مردود .
( 2 ) . الف ، ب : مذكور .
( 3 ) . الف ، ب : مطرود مردود .
( 4 ) . الف ، ب : شور و شرّ .
( 5 ) . الف ، ب : « بدگوهر . . . گرجستان » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : با .
( 7 ) . الف ، ب : اقبال دولت .