به صوب كومهء گندمان روان گرديده كلنگ بسيار شكار فرمودند و بعد از چند روز كه در گندمان به گرم كردن هنگامه خوشدلى و شادمانى و تجرع اقداح راح روحانى پرداختند با پردگيان حريم حرمت و طايران بسته بال « 1 » قفس عصمت « 2 » به قورق سوار شده در شكارگاههاى محال رار و مزدج صيدافكن و شكارانداز گرديدند و بعد از بسط بساط عشرت و نشاط از كشيدن كومه و شكار قهال و صيد تذرو و كشيدن كومه مرغابى از راه گريوه رخ متوجّه محال « 3 » لنجان و از آنجا شكاركنان چون مهر درخشان از افق دار السلطنهء اصفهان طالع گرديدند .
ديگر « 4 » از وقايع اين سال ، زوال كوكب اقتدار محمد بيك وزير ديوان اعلى و عزل مشار اليه و تفويض اين منصب و الا به عمده اعاظم « 5 » السادات و النجبا ميرزا محمد مهدى صدر ممالك محروسه و بعضى از وقايع متنوّعه و سوانح مختلفه بود و باعث بر اين تغيير و تبديل آن گرديد كه چون به مقتضاى قضا ، پيمانهء دور اعتبار وى به پايان رسيد و ساقى بىمهر سپهر ساغر قدر و منزلتش را در بزم ارم نگار اعتبار به آخر آن « 6 » رسانيد ، به زور بادهء هوشرباى جاه و جلال سر رشتهء معاملهشناسى را در آيين بندگى و حسن خدمت از كف داده در فيصل امور و انجاح « 7 » مرام نزديك [ و ] « 8 » دور دست دراز دستى برگشاده اجرم خاقان جهانبان و شهريار صاحبقران « 9 » تا قواعد قصر سلطنت ابدنشان از تطرّق خلل و نقصان بر كنار باشد ، خدمتش را از اين پايهء بلند و مرتبهء ارجمند هابط و نازل گردانيده مقرّر فرمود كه در دارالمؤمنين قم به دعاى دوام دولت ابد مدّت اشتغال نمايد . و چون منظور نظر و الا ، قرار و استقرار بنيان كاخ سلطنت ابد بنيان بود ، مجموع اموال و اسباب و دواب و قطار و مهارى كه داشت به مشار اليه بازگذاشت . و بنا بر آنكه « 10 » اين منصب ارجمند ركن اعظم كاخ دولت ابد پيوند بوده و مىباشد ، تأسيس آن ركن ركين « 11 » را
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بال بسته .
( 2 ) . الف ، ب : عظمت .
( 3 ) . الف ، ب : « محال » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : دگر .
( 5 ) . الف ، ب : « اعاظم » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : « آن » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : انجام .
( 8 ) . م : ندارد .
( 9 ) . الف ، ب : صاحبقران خواست با .
( 10 ) . الف ، ب : اينكه .
( 11 ) . الف ، ب : « ركين » ندارد .